ثبت نام کاربر     ورود به سایت
 نمایش مقاله  

مقالات | طبقه بندی موضوعی | جستجو | RSS

۱۳۸۵ چهاردهم فروردين
چگونه پيام عاطفي به ديگران مي فرستيد
ارسال از حسام سیف       گروه: روان‌شناسي ارتباطات
تعداد مشاهدات: 63          تعداد نظرات: 0

نویسنده : دكتر دانيل گلمن    

مترجم: حميدرضا بلوچ

Article---017.jpg

اوايل جنگ ويتنام بود و يك دسته نظامي آمريكايي، در گرما گرم جدال با ويت كنگ‎ها، در ميان شاليزارهاي برنج كمين كرده بودند. ناگهان يك صف شش نفره از راهبان،‌با آرامش و وقار كامل، بر روي برآمدگي باريكي كه شاليزارها را از يكديگر جدا مي‎كند ظاهر شدند. راهب‎ها مستقيم به سمت خط آتش در حال حركت بودند.
يكي از سربازان امريكايي بنام ديويد بوش به خاطر مي‎آورد «آن‎ها منظم و پشت سر هم جلو مي‎رفتند،‌ واقعاً عجيب بود چون هيچ كس به آن‎ها شليك نمي‎كرد. من بعد از اين كه آن راهبان را ديدم ديگر دلم نمي‎خواست بجنگم. حداقل نه در آن روز. فكر مي‎كنم براي ديگر افراد هم همين‎طور بود چون همه‎ي آن‎ها دست از جنگ كشيدند.»
قدرت و شهامت راهبان در جهت آرام كردن سربازان در بحبوحه‎ي جدال، بيان‎گر يك اصل اساسي در زندگي اجتماعي است: عواطف و احساسات مسري هستند. البته حكايت فوق يك مورد ناب بود اما اكثر سرايت‎هاي عاطفي كه در تماس‎هاي روزمره زندگي اتفاق مي‎افتد با ظرافت خيلي بيشتري انجام مي‎گيرد. ما حالت‎هاي روحي خود را با يكديگر رد و بدل مي‎كنيم و اين تبادل گاهي اوقات سمي است و گاهي تقويت كننده و مثبت. اين تبادل احساسات و عواطف به گونه‎اي ظريف و تقريباً نامحسوس انجام مي‎گيرد. به طور كلي احساسات و عواطف افراد هم‎چون نوعي ويروس اجتماعي به ديگران منتقل مي‎شود.
ما در برخورد با ديگران پيام‎هاي عاطفي خود را مي‎فرستيم و اين پيام‎ها آن‎ها را تحت تأثير قرار مي‎دهد. هر چه‎قدر مهارت اجتماعي ما در اين زمينه زيادتر باشد، به همان ميزان بهتر مي‎توانيم پيام‎هاي ارسالي خود را كنترل كنيم. حفظ بهداشت عاطفي جامعه بدين معني است كه مطمئن شويم هيچ نوع آشفتگي عاطفي موجب بر هم خوردن آرامش تماس‎هاي اجتماعي نخواهد شد. كنترل اين مبادله‎ي احساسات و عواطف بر عهده‎ي هوش عاطفي فرد است. افراد «جذاب» و «محبوب» كساني هستند كه ما دوست داريم با آن‎ها باشيم چون مهارت‎هاي عاطفي‎شان ما را سرحال مي‎آورد و شاداب مي‎كند. اشخاصي كه قادرند به ديگران كمك كنند تا احساسات خود را آرامش ببخشند از نوعي مهارت اجتماعي ارزشمند برخوردارند. در هنگام تغيير حالت روحي، هر كدام از ما جزيي از جعبه ابزار يكديگر هستيم كه به اتكاء يكديگر مي‎توانيم وضعيت عاطفي و احساسي خود را بهتر يا بدتر كنيم.
اكنون به مورد جالبي از انتقال احساسات از يك فرد به ديگري توجه كنيد. در يك آزمايش ساده دو داوطلب (يكي بشاش و سرحال، ديگري خشك و سرد) در اتاق‎هاي جداگانه پرسشنامه‎اي را كه راجع به خلق (حالت روحي) آن‎ها در آن لحظه بود پر كردند. بعد آن‎ها را در يك اتاق روبه‎روي هم نشاندند و به آن‎ها گفتند كه ساكت منتظر باشند تا آزمايش‎گر بيايد و پرسشنامه‎ ديگري را به آن‎ها بدهد. دو دقيقه بعد آزمايشگر به اتاق وارد شده و از آن‎ها خواست كه دوباره پرسشنامه‎اي را كه راجع به خلق و خوي‎شان در آن لحظه بود پر كنند. اين آزمايش را بر روي تعداد زيادي از افراد شاد و اخمو تكرار كردند.
در تمام موارد بدون استثنا، حالت روحي فرد پر احساس و شخص سرد و دمق انتقال يافته بود. اين انتقال جادويي چگونه رخ مي‎دهد؟ پاسخ اين است كه همگي ما به طور ناخودآگاه عواطف و احساساتي را كه توسط شخص ديگر به نمايش گذاشته مي‎شود تقليد مي‎كنيم. از طريق تقليد ناآگاهانه از حركت چهره،‌ ايما و اشاره،‌ لحن صدا و ديگر حركات بدني وي. مردم از طريق اين تقليد سعي مي‎كنند همان حالت روحي را در خود ايجاد كنند. هم چون روش استانيسلاوسكي،‌كه بر طبق آن هنرپيشه سعي مي‎كند با به خاطر آوردن همه‎ي تظاهرات بيروني احساسي كه در گذشته تجربه كرده است همان حالات روحي را دوباره در خود زنده كند.
تقليد از احساسات ديگران معمولاً به گونه‎اي ظريف و هوشمندانه صورت مي‎گيرد. اولف ديمبرگ، محقق سوئدي دانشگاه اوپسالا، دريافت كه وقتي مردم چهره‎ي خندان يا ناراحتي را مي‎بيند عضلات چهره‎ي خودشان نيز به تقليد از آن دچار تغييرات محسوسي مي‎شود كه با چشم غير مسلح ديده نمي‎شود. ولي به كمك گيرنده‎هاي حسي الكترونيكي قابل مشاهده است.
وقتي دو نفر با يكديگر روبه‎رو مي‎شوند آن كس كه در بيان عواطف و احساسات خود قوي‎تر عمل مي‎كند خلق (حالت روحي) خود را به فردي كه منفعل‎تر بوده منتقل مي‎سازد. اما برخي مردم در مورد سرايت عاطفي مستعد‎تر از ديگران هستند. حساسيت ذاتي آن‎ها باعث مي‎شود سيستم عصبي خودكار آن‎ها خيلي آسان‎تر مورد هدف قرار گيرد. اين افراد بسيار تأثيرپذير هستند و هر گونه تبادل احساسات يا فرد غمگين مي‎تواند آن‎ها را به گريه بيندازد، و در همان حال گپي كوتاه با فردي كه روحيه‎اي شاد دارد مي‎تواند باعث دلگرمي و نشاط‎شان شود.
جان كاسيوپو، متخصص روان‎شناسي فيزيولوژيك اجتماعي در دانشگاه ايالتي اهايو، كه در زمينه تبادلات عاطفي تحقيق كرده است اظهار مي‎كند «فقط با مشاهده‎ي كسي كه احساسي را بيان مي‎كند همان حالت روحي در ما ايجاد مي‎شود ـ خواه آن را تقليد كنيم يا نه ـ اين امر در همه اوقات براي ما رخ مي‎دهد و همين تأثيرپذيري عاطفي ما از يكديگر است كه تعيين كننده‎ي احساس خوب يا بد در لحظات مختلف زندگي است.»
ميزان تفاهم عاطفي مردم در هنگام مواجه شدن با يكديگر بستگي به اين دارد كه در موقع صحبت كردن با هم، از لحاظ حركت‎هايي كه به بدن خود مي‎دهند چه قدر با هم هماهنگ باشند. يك نفر سر تكان مي‎دهد،‌ ديگري با دست اشاره مي‎كند، يا هر دو در يك زمان از روي صندلي‎هاي خود بلند مي‎شوند، يا يكي به جلو دولا مي‎شود در حالي كه ديگري خود را به عقب مي‎كشد. اين هماهنگي احساسي را،‌ بهتر از هر جا، مي‎توان در بين مادران و نوزادان، هم چنين ميان دوستان بسيار صميمي مشاهده كرد. خلاصه آن كه مردم ـ خواه شادمان، خواه غمگين ـ هر چه قدر بيشتر با طرف مقابل خود از لحاظ فيزيكي (حركات دست و چهره و غيره) خو بگيرند به همان اندازه خلق و خوي آن‎ها به هم شبيه مي‎شود.
هم زماني و هماهنگي (عاطفي) ميان معلمان و دانش‎آموزان، ميزان صميميت و نزديكي بين آن‎ها را نشان مي‎دهد. مطالعاتي كه در كلاس‎هاي درس انجام گرفته نشان مي‎دهد هر چه قدر هماهنگي حركتي در بين معلمان، دانش‎آموزان نزديك‎تر باشد. به همان اندازه در هنگام تماس با يكديگر احساس صميميت، شادي، علاقه و شور و شوق بيشتري خواهند كرد. به طور كلي هم زماني و هماهنگي بسيار بالا در يك كنش متقابل به معني علاقه و صميميت ميان آن دو نفر است. فرانك برنيري، روان‎ شناس دانشگاه ايالتي ارگان، كه اين تحقيقات را انجام داده است به من گفت «احساس راحتي يا عدم راحتي در ملاقات با فرد ديگر، موضوعي است كه به حركات جسماني طرفين مربوط مي‎شود، براي اين كه احساس آرامش و راحتي كنيد احتياج به زمان براي سازگاري داريد تا حركات بدني خود را با ديگري هماهنگ سازيد. هم زماني ميان زن و شوهر باعث مي‎شود كه خلق و خوي آن‎ها با يكديگر سازگار شود ـ چه در حالت مثبت و چه منفي».
به طور خلاصه، هماهنگي خلق و خو و حالت روحي، زيربناي حسن تفاهم و ايجاد رابطه نزديك با ديگران است‎ـ همان عاملي كه در انس ميان مادر و نوزاد نقش اساسي ايفا مي‎كند ـ يكي از عوامل تعيين كننده در تأثيرگذاري شخصي، به مهارت ما در دستيابي به اين هماهنگي عاطفي بستگي دارد. اگر در سازگاري با خلق و خوي ديگران ماهر باشيم. يا به آساني بتوانيم ديگران را زير سلطه‎ي عاطفي خود درآوريم آن گاه كنش متقابل ما با ديگران در سطح عاطفي با سهولت انجام مي‎گيرد. رهبر قدرتمند كسي است كه بتواند به اين طريق هزاران نفر از حضار را به جنبش در بياورد. كساني كه در زمينه دريافت و ارسال احساس ضعيف هستند در روابط خود با ديگران دچار مشكل بوده و به همين خاطر مردم در هنگام تماس با اين افراد راحت نيستند ـ اگر چه نمي‎توانند علت اين موضوع را بيان كنند.
ايجاد هماهنگي عاطفي در كنش متقابل با ديگري،‌ از يك لحاظ به معني سلطه داشتن بر حالت عاطفي اوست. در واقع شخص با اين قدرت خود مي‎تواند حالت عاطفي و احساسي ديگري را معين كند. براي يك زوج ورزشكار (پاتيناژ)، موسيقي عامل هماهنگ كننده حركات و حالت عاطفي آن‎هاست. در روابط بين دو انسان،‌ فردي كه در زمينه‎ي ابراز احساسات خويش قدرتمند‎تر است عواطف ديگري را به تبعيت از خويش مي‎كشاند. فرد غالب بيشتر صحبت مي‎كند در حالي كه فرد مطيع بيشتر به چهره‎ي او نگاه مي‎كند تا پيام‎ها را دريافت كند. به طريق مشابه، سخن‎ور خوب كسي است كه احساسات حضار را تحت كنترل خويش درآورد و به قول معروف «نبض اجتماع را در دست بگيرد». كنترل عاطفي ديگران كليد نفوذ بر آن‎هاست.


 

كدمقاله: 005-026
   منبع :  مجله روان‌شناسي و جامعه

نظرات کاربران
در حال حاضر نظری در مورد مقاله داده نشده است. می توانید به عنوان اولین نفر نظر خود را ارسال نمایید!
برای ارسال نظر، اینجا را کلیک نمایید


 

تمام حقوق مادی و معنوی برای مؤسسه آلاچیق روان محفوظ می باشد       سیاست گذاری سایت   روش استفاده از سایت