فشار رواني ناشي از بستري شدن در بيمارستان
بستري شدن در بيمارستان در بيشتر موارد براي كودكان تجربهي بسيار تنشزايي است كه ميتواند به گوشهگيري عاطفي، رفتارهاي گوناگون واپسگرايانه، گريههاي طولاني مدت، بر هم ريختن گ خواب، و انواع حالتهاي ويرانگر منجر شود؛ به طوري كه كودكان بر اثر قرار گرفتن در معرض حملهي اين گونه فشارها عصباني و خشمگين ميشوند. در واقع، تاثيرات بستري شدن در بيمارستان ميتواند مدت زماني طولاني پس از پايان اقامت در بيمارستان نيز ادامه يابد. اضطراب و رفتارهاي جامعه ستيز در اواخر كودكي با تعداد نوبتهايي كه يك كودك پيش از پنج سالگي در بيمارستان بستري شده است، ارتباط دارد.
فشار رواني بستري شدن در بيمارستان پيامد اين واقعيت است كه اقامت در بيمارستان بيانگر دور شدن كامل از هر آن چيزي است كه در دنياي كودك آرامبخش، ايمن و آشناست. اين امر نه تنها به معناي از دست دادن موقتي خانواده و دوستان بلكه همچنين بسياري از آدابي است كه زندگي كودك را ميسازند؛ از الگوهاي خوردن و خوابيدن تا برنامههاي تلويزيوني دلخواه.
سرانجام چه چيزي در زندگي روزمرهي يك كودك ( و كاملاً بيگانه با بيمارستان) طبيعيتر است؟
براي كاهش فشار رواني ناشي از بستري شدن در كودكان، مهمترين كار اين است كه تا آن جا كه امكان دارد، در بخشهاي مختلف بيمارستان عناصري قرار دهيم كه كودك با آنها در دنياي خارج آشنايي دارد. اين عناصر عبارتند از: افراد آشنا، تكههايي از لباس، حيوانات پارچهاي، اسباب بازيهاي دلخواه (در صورتي كه مناسب به نظر ميرسند)، و فراهم كردن فرصتهايي براي بازي كردن با ساير كودكان.
از آن جايي كه بازي بخشي طبيعي از زندگي هر كودك است و چون اين واقعيت معمولاً مورد پذيرش بزرگسالان بوده، به نظر ميرسد در هر جايي كه كودكان هستند بازي هم رخ مي دهد. هنگامي كه كودكان در بيمارستان بستري ميشوند، در بيمارستان بازي وجود دارد. كه اين بازيها از برنامههاي خاصي پيروي ميكنند.
اين برنامهها عبارتند از: 1. برنامههاي سرگرم كننده 2. برنامههاي فعاليت و سرگرمي 3. برنامههاي درماني بازي 4. برنامه هاي رشد كودك 5. برنامههاي فراگير زندگي كودك
1) برنامههاي سرگرم كننده: فعليتي كه كودكان را در طول مدت اقامت در بيمارستان سرگرم و آرام نگه ميدارد. معمولاً به كودكان اسباب بازي داده ميشود يا به فعاليتهايي نظير نقاشي ترغيب ميشوند كه با تجربهي بستري شدن در بيمارستان هيچ ارتباطي ندارند. در برنامههاي بازي سرگرم كننده به ندرت تفاوتهاي رشدي ميان كودكان مورد توجه قرار ميگيرد. هدف برنامهي بازي اين است كه كودكان ترغيب شوند تا به بودن در بيمارستان فكر نكنند.
2) برنامههاي فعاليت و سرگرمي: هدف از اين نوع فعاليت تنها پرت كردن حواس كودك نيست، بلكه افزايش حس تندرستي بيمار مدنظر است. فعاليتهاي موجود در اين گونه برنامهها بسيار متنوع هستند از جمله: طراحي، نقاشي، نجاري، نخ كردن مهرهها، مطالعه كردن، نواختن آلات موسيقي، و ساختن مجسمههاي كاغذي.
3) برنامههاي درماني بازي: بسياري از برنامههاي بازي بيمارستان، از بازي به عنوان نوعي درمان براي بيماران خردسال خود استفاده ميكنند. فرض زيربنايي اين است كه اگر كودكان بتوانند احساسات خود را آزادانه رها سازد، سازگاري بيشتري پيدا ميكنند. تنها از راه رويا رويي با اين گونه احساسات است كه كودك ميتواند بر اضطرابهايي كه بر اثر عناصر گوناگون اقامت در بيمارستان به وجود ميآيد، چيره شود. در اين برنامه به كودكان وسايلي داده ميشود كه براي ترغيب بيان احساسات طراحي شدهاند، براي مثال، عروسكها، وسايل دكتر بازي و لوازم هنرهاي آفرينشي. با استفاده از اين وسايل كودكان ميتوانند با ترسها و خصومت خود روبهرو شده و با آنها مقابله كند.
4) برنامههاي رشد كودك: اين گونه برنامهها معمولاً به كل وجود كودك توجه ميكنند، يعني به رشد ذهني، اجتماعي، جسماني، و عاطفي كودك. در اين برنامه از يك سرپرست يا مربي نيز استفاده ميشود. اين برنامهشبيه به برنامههاي رايج در كلاسهاي دورهي پيش دبستاني و دبستان ميباشد. كودكان ممكن است به داستان گوش دهند، نقاشي، مجسمه سازي و طراحي كنند، پازلها را مرتب كنند و با قطعههاي خانه سازي چيزي بسازند و مهارتهاي متنوع كمي، علمي و كلامي بياموزند. به اين ترتيب زندگي در بيمارستان همانند دنياي بيرون خواهد شد و از آن جا كه نسبتاً براي كودك طبيعي به نظر ميرسد، تجربهي بستري شدن در بيمارستان كمتر تهديدآميز خواهد بود.
5) برنامههاي فراگير زندگي كودك: هدف اين گونه برنامهها كاهش اضطراب كودكان و همچنين خانوادهي آنها و كمك به آنان در حفظ عزت نفس خود در مدت اقامت در بيمارستان است. براي دستيابي به اين هدف وجود گروه مراقب، از جمله متخصصين كودكان كه مشاور با تجربهاي است كه در رشتههايي مانند علوم تربيتي، روانشناسي يا رشد كودك آموزش ديده، ضروري است. متخصص كودك به جاي اين كه تنها با خود كودك كار كند به كار با كل خانواده ميپردازد. او به آنان درباره ي بيماري كودك .و روند كار بيمارستان آموزش ميدهد، به آنان كمك ميكند تا در طول اين تجربهي تنشزا با يكديگر گفتگو كنند، و والدين را ترغيب ميكن تا موقعيت خود را به عنوان عامل موثر در زندگي فرزندشان حفظ كنند.
منبع: روانشناسي بازي نوشتهي فرگاس پيتر هيوز