عزت نفس در كودكان
ارزش و اهميتي كه اطرافيان براي كودك قائلاند در پرورش عزت نفس وي موثر است. كودكي كه فكر ميكند نزد ديگران خوب، با ارزش و دوست داشتني است، عزت نفس مثبتي پيدا ميكند. بر عكس كودكي كه فكر ميكند نزد ديگران بد، منفور و بيارزش است، عزت نفس منفي بدست ميآورد.
كودكان همچون بزرگترها نياز دارند كه احساس شايستگي و موفقيت كنند. كودكاني كه از عزت نفس مثبت برخوردارند در حوزههاي مختلف احساس شايستگي ميكنند. آنها در مدرسه موفق هستند، در روابط اجتماعي خود با ديگران سازگاري دارند و در بازيهايي نظير دويدن، بالا رفتن و دوچرخه سواري كارآمد هستند.
روشهاي پرورش عزت نفس:
1) از انضباط مثبت استفاده كنيد.
رفتارهايي را كه انتظار داريد كودك انجام دهد به روشني بيانكنيد و براي هر يك دليلي ارائه دهيد. هنگامي كه كودك مقررات را نديده ميگيرد، نتايج طبيعي و منطقي عدم اجراي مقررات را برايش توضيح دهيد. به اين طريق اعتقاد خود را مبني بر اين كه او براي تنظيم رفتارش شايستگي كافي دارد به او نشان خواهيد داد.
2) محدوديتهاي معقول و با دليل وضع كنيد. آنها را يه خوبي بيان كنيد و سپس با قاطعيت آن را اجرا نماييد.
3) از كودكان بخواهيد تا خود مختار عمل كنند و مسئوليت كارهاي خود را به عهده گيرند. كودكاني كه مسئوليت برخي وظايف را بر عهده ميگيرند، اين احساس در آنها به وجود ميآيد كه در سيستم خانواده نقش مهمي به آنها سپرده شده است.
4) كودكان را تشويق كنيد تا از كارهايي كه خوب انجام ميدهند احساس غرور كنند، از اين كه هميشه بر اشتباهاتشان تكيه كنيد، بر حذر باشيد.
5) احساسات و عواطف كودك نظير: خشم، ترس و حسادت را درك كنيد و آنها را به او منعكس نماييد.
6) در يك فعاليت مشترك با اشتياق شركت كنيد. علاقهي واقعي خود را به كودك و كارهايش نشان دهيد.
7) از داوريهاي ارزشي در مورد خصوصيات بدني كودك اجتناب كنيد. توجه داشته باشيد كه دختران نيز همچون پسران ميتوانند كارهاي بدني را به شايستگي انجام دهند.
8) به فرهنگ خانوادگي هر كودك احترام بگذاريد( به طور مثال در مورد كودكان طلاق و نحوهي زندگي وي را كه مادر و پدرش جدا از هم زندگي ميكنند)
روشهايي كه سبب كاهش عزت نفس ميشود:
1) والدين و معلماني كه از انضباط منفي استفاده ميكنند.
2) والدين و معلماني كه مقررات را به خوبي بيان نميكنند.
3) والدين و معلماني كه مسئوليت شخصي را در كودك به وجود نميآورند.
4) والدين و معلماني كه توجهشان بيشتر به كارهايي معطوف است كه كودك قادر به انجام آن نيست.
5) والدين و معلماني كه احساسات و عواطفي نظير خشم، ترس، حسادت و اندوه را بد تلقي ميكنند.
6) والدين و معلماني كه وقت خود را با بي ميلي در اختيار كودك قرار مي دهند. چنين كاري باعث ميشود كه كودك تصور كند كه كارهايش چندان جذابيتي ندارد.
7) والدين و معلماني كه دربارهي خصوصيات بدني كودك به قضاوتهاي ارزشي ميپردازند و از نظر شايستگي جسماني بين دختر و پسر فرق ميگذارند.
منبع: مشاوره و راهنمايي كودك نوشتهي دكتر مجتبي جواديان