ثبت نام کاربر     ورود به سایت
 نمایش مقاله  

مقالات | طبقه بندی موضوعی | جستجو | RSS

۱۳۸۸ ششم بهمن
دوستم داشته باش اما مرا لمس نكن.
ارسال از حسام سیف       گروه: روان‌شناسي اجتماعي, روان‌شناسي زن, روان‌شناسي زن‌ و مرد, روان‌شناسي مرد
تعداد مشاهدات: 102          تعداد نظرات: 0

دوستم داشته باش اما مرا لمس نكن.

نویسنده: مارک تیچ

ترجمه از: گروه ترجمه آلاچیق روان

ویراستار: حسام سیف

منبع: psychology today

 

او اولين دختري بود كه کوین تا آن‌ روز او را بوسيده ‌بود، اولين كسي بود كه با او عشق‌بازي كرده بود و اولين كسي بود كه او واقعا دوستش داشت. هر دوي‌ آن ها در سفري به آمستردام‌، كه برايشان مانند سفر به سرزمين روياها بود؛ بكارت خود را از دست دادند. کوین تصور مي‌كرد كه آن ها معشوق هم هستند‌ و معتقد بود كه تعهدشان نسبت به هم‌، به هيچ وجه گسستني نخواهد بود. اما دخترك پس از هشت ماه‌‌، ناگهان  رابطه‌اش را با کوین به هم زد و آن ها تا سال 2000 با هم هيچ تماسي نداشتند تا اين كه کوین به ديدن او رفت. ارتباط آنان با هم چندان جذاب نبود و فقط نامه‌هاي الكترونيكي رد و بدل مي‌كردند. آنها در ابتدا صرفاً صحبت‌هاي پيش پا افتاده داشتند و فقط به مناسبت‌هاي خاص براي يكديگر پيام مي‌فرستادند. اما اين مكاتبات‌، بيشتر و بيشتر و حتي شخصي‌تر شد. خيلي راحت بود چرا كه لارن، از همسر کوین روشن‌تر و حتي پر‌حرارت‌تر بود. چشم‌هاي لارن  به خاطر مراقبت از پسر مریضش سرخ و تار شده بود در حالي‌كه بايد تمام وقت كار مي‌كرد تا از عهده مخارج او هم برآيد. به غير از بار سنگين اين مسووليت‌ها‌، عشق قديمي او‌، روزهاي هفته‌اش را براي رفتن به باشگاه و ايميل فرستادن براي کوین‌، تقسيم كرده بود. بله‌، او شوهر داشت‌، اما در حالي  كه کوین "شوخ، باهوش و خلاق" بود؛ لارن در نامه‌هاي شهواني خود نوشته بود كه شوهر او يك فرد طفيلي و انگل است. چه خوب بود كه کوین‌، بعد از نظر خجل‌كننده لارن درباره او: انتقادي و بهانه‌گير، عصباني‌، عشق پول‌، مي‌توانست خود را از زاويه‌اي تحسين آميز ببيند.

 

در همين زمان‌، لارن خود را در عشقي ديد كه ريشه در گذشته‌اش داشت: مردي كه  از طريق وب‌ سايت با او آشنا شده بود به محله‌اي كه لارن در آنجا بزرگ شده بود‌، علاقه داشت. خلاصه‌‌، لارن به شدت گرفتار ارتباط اينترنتي شده بود كه وضعيت روحي و خلقي او را در طول روز‌، در حد مطلوبي نگه مي‌داشت. دوست جديد او از هر لحاظ برتر بود. دوست جديد لارن‌ هر روز‌ بهتر از ديروز بود‌؛ اكنون او (کوین) به عنوان نويسنده با يك خبرنامه سلامتي كوچك همكاري مي‌كند. دوست آنلاين لارن يك زيست‌شناس محقق است كه اوقات فراغت خود را صرف نوشتن داستان مي‌كند و چه نويسنده خوش ذوقي است. در حالي‌كه کوین درباره زمان سررسيد صورت‌حساب‌ها حرف مي‌زند و از همه چيز همسرش از لباس هايش گرفته تا وزنش انتقاد مي‌كند‌؛ شريك آنلاين او (لارن) شيفته افكار و شنیدن جزئيات روز او (کوین) است. او سرشار از بذله‌گويي و شوخ‌طبعي بود و سال‌ها بود كه خيال کوین بودن در درونش وجود نداشت. مطمئناً شريك آنلاين لارن يعني کوین نيز ازدواج كرده بود‌؛ او زن خود را نجوش و كناره‌گير و دور از دسترس توصيف كرد- دانشمندي مثل خود کوین اما بسيار درگير كار، به طوري كه پرورش فرزندان خود را به او (شوهرش) سپرده است و تقريبا هيچ‌وقت به خانه نمي‌آيد.

 

بررسي جديد خيانت در زناشويي

   کوین و لارن هيچ‌وقت با شريكان خود ( همان دوست‌هاي اينترنتي) تماس يا حتي رابطه نامشروع نداشتند. هنوز هم گرفتاري عاطفي آنان كاملاً شديد و عاشقانه و كوركورانه است‌، كه موجب شد آنان حتي ازدواج خود را به خاطر خيال‌بافي‌ها و روياهاي عشق آنلاين ناديده بگيرند. مسلماً، خيانت در زناشويي‌، از كتاب مقدس هم قديمي‌تر است. تقلب خيلي ساده و معمولي در 25 سال اخیر  نموداری رو به رشد داشته درست از زماني كه زنان متوجه شدند مي‌توانند كار کنند و شمار كارگران زن افزايش يافت. اما اكنون موضوع خيانت در زناشويي‌، گرايش جدید و خطرناك و اغلب بسيار پرشور و هيجان‌انگيزي، يافته است كه روان‌شناسان آن را بزرگترين خطر در مسئله ازدواج مي‌دانند كه تا به امروز با آن برخورد داشته‌اند. نزديكي عاطفي در اين روابط‌، بيانگر اين است كه افراد بدون داشتن رابطه جنسي احساس سرشار بودن در اين دوستي را دارند اما اين موضوع تقريباً به صورت نامحسوسي پيش مي‌رود تا اين كه اين افراد در رابطه خود با اين دوست جديد، نسبت به رابطه مهم با همسرشان‌، پيشي مي‌گيرند. درگيري هاي عاطفي خارج از ازدواج، هميشه مست كننده و از خود‌بيخود كننده بوده است درست مثل هرويين خيالي، از جمله سوگند آنا كارنيا و اما بوواري (Anna Karenina and Emma Bovary). اما در عصر اينترنت و شغل‌هايي كه بين زن و مرد مساوات و يكساني تقريبي‌ برقرار مي‌كند؛ اين قبيل ارتباطات نسبت به ادوار پيشين، بسيار بيشتر در دسترس است.

 

روان‌شناس مرحوم‌، خانم شرلي گلس‌ (Shirley Glass) در كتاب سال 2003 خود، چگونگي اين روند را بررسي كرده است. نام اين كتاب، " نه فقط دوستان" (Not Just Friends ) است. او در اين كتاب نوشته است:" خيانت در ميان  افرادي وجود دارد كه كاملا به طور سهوي، قبل از اين كه تشخيص دهند‌ از خط عشق افلاطوني گذشته و وارد عشق عاطفي شده‌اند؛  ارتباطات پرشور و هيجاني برقرار مي‌كنند." او گفته است كه تاكنون 82% از افرادي كه او به آنان راهنمايي و مشاوره داده است‌؛ با شخصي ارتباط داشته‌اند كه در ابتدا " فقط يك دوست" بوده‌است. جالب اين كه‌، گلس دريافت كه 55 تا 65% از مردان و زنان، در ارتباطي شركت داشته‌اند كه او آن را راز بي‌وفايي عاطفي بيان مي‌كند. كه در اين ارتباط، فرد از لحاظ جنسي‌، نيرو گرفته و حس مي‌كند داراي ارتباط عاطفي باز‌تر و بهتري نسبت به ارتباط خود با همسرش‌است.

 

گلس مي‌گويد به عنوان نمونه‌، محل كار منطقه‌اي خطرناك و مين‌گذاري شده براي ازدواج است؛ چرا كه 50% از زنان و 62% از مردان خائن را كه او مورد درمان و مشاوره قرار داده بود؛ در محل كار با شخصي ارتباط داشتند. امروزه‌، ا‌شتغال‌ها، اميد هاي واهي بيشتري را رشد ميدهد. به طوري كه ميزان ارتباط نامشروع براي زنان و مردان در يک سطح است. عامل اصلي در قدرت انفجاري و شديد اينترنت، نهفته است و واضح است كه اين نوع خيانت به خطري فراگير تبديل شده‌است. هيچ تحقيقي در دست نيست تا بتوان فهميد كه چه تعداد رابطه نامشروع به صورت آنلاين در حال شکل گيري است اما متخصصان معتقدند كه اين ارتباطات  حتي بيشتر از روابط نامشروع خوش‌گذرانه کاري رايج شده ‌است.

 

سطح لغزنده ( شيب بي‌ثباتي)

روابط عاطفي نامشروع، مي‌تواند هر ازدواجي را به خطر بياندازد به غير از آن ها كه در حال مبارزه يا ترمیم و بازسازي آن (زندگي)هستند. پگي واگان‌(Peggy Vaughan)، نويسنده كتاب " افسانه تك همسري" و خالق سايت اينترنتي www.DearPeggy.com ،جايي كه بحث‌ها و زمينه‌ يابي‌ها بر روح  زمان تاثير مي‌گذارد؛ مي‌گويد:" هيچكس ايمن نيست". با اين كه افرادي كه ازدواج‌هاي ناموفق و آشوب‌زده‌اي داشته‌اند، به طور خاص و ويژه‌اي مستعد هستند؛ اما تعداد شگفت انگيزي از افراد كه داراي روابط محكم و پابرجا هستند‌، خيلي خوب به اين پديده نوظهور واكنش نشان داده و به سوي‌ آن كشيده شده‌اند. به دليل اين كه اين قضيه بسيار تدريجي، غافلگير‌كننده و خائنانه است حد و مرز نامشخصي هم دارد؛ و در ابتدا تشخيص نبرد روابط نامشروع عاطفي با ازدواج بسيار مشكل است. شايد به نظر مي‌رسد اين طبيعي است كه درباره مسايل شخصي خود با يك دوست اينترنتي صحبت و تبادل نظر كنيد و يا اين كه به همكار خود در حل مشكل او با همسرش پاسخ دهيد و كمك كنيد اما به تدريج و به شكل نامحسوسي‌، "تغييري عاطفي" به وجود مي‌آيد. دوستان‌، دور روابط خود  حبابي از اختفا و پنهان‌كاري ساخته‌اند و وفاداري و حمايت  از شريك زندگي زناشويي خود را به شريك رابطه نامشروع خود انتقال داده‌اند؛ يعني به جاي وفادار‌بودن و حمايت از همسر خود، از شريك رابطه نامشروع خود حمايت مي‌كنند.

 

                              

تارهاي حقه‌بازي

مطمئناً‌، ظرف كشت این میکروب‌، كه از لحاظ جنسي نیز شارژ كننده می باشد؛ چيزي جز اينترنت نيست. روابط نامشروع جديد آمريكايي مي‌تواند درست در اتاق نشيمن خانه رخ دهد؛ با وجود و حضور چند فرزند و همسري كه شكاك نيست‌ ؛زوج يا زوجه خائن مي‌تواند گفتگوي جنسي را جايگزين صحبت عادي كرده و اجازه دهد تا احساساتش از كنترل او خارج شوند.

 

فيلسوف اسراييلي‌، آرون بن ضعيو (Aaron Ben-Ze'ev )، رييس دانشگاه حيفا و نويسنده كتاب" عشق آنلاين" مي‌گويد: اغلب‌، گمنامي افراد آنلاين است كه  موجب افشاگري عاطفي مي‌شود. او معتقد است:"درست مثل افراد غريبه كه در يك قطار نشسته‌اند و همه چيز را براي همسفر يا هم صندلي خود اعتراف مي‌كنند؛ افرادي هم كه به صورت اينترنتي يكديگر را ملاقات مي‌كنند‌، آنچه را كه حتي شايد در زندگي واقعي، به شريك زندگي خود نگويند در اينجا افشا مي‌كنند. زماني‌كه افراد از رازهاي خود تا حد زيادي پرده برداشتند؛ صميميت بين آنان بوجود مي‌آيد." اما صميميت‌ها كاملا انتخابي است: بدون انجام كارهاي سخت يا مراقبت از فرزندان‌، دوستان بدون الزامات و محدوديت‌هاي عملي‌، ارتباط برقرار مي‌كنند؛ و اجازه مي‌دهند تا خيال‌پردازي شروع شود. بن ضعيو مي‌افزايد به غير از اينترنت‌، عامل بسيار مهم و اساسي ديگر‌، قدرت تصور و تجسم  مي‌باشد. روان‌شناس انستيتو تكنولوژي ماساچوست و نويسنده كتاب "زندگي بر پرده نمايش: هويت در عصر اينترنت"، خانم شري تركل (Sherry Turkle) مي‌گويد: " اين مخصوصاً ‌همان چيزي است كه از آن خودداري  مي‌شد‌؛ پهناي باند كم اطلاعات آنلاين  كه شركا آنرا تقسيم مي‌كنند؛ و ارتباطاتي خيالي‌، با شکوه و موهوم را مي‌سازد. "

 

او اين پديده را براي انتقال در روان‌درماني مورد مقايسه و سنجش قرار داد. جايي كه درمان‌جويان تا حد كمي از روش درمان خود اطلاع دارند و او‌ آنان را با ويژگي‌هايي كه خودشان دوست دارند و نياز دارند‌؛ مي‌آرايد. به طور مشابه‌، شريك غير‌مجاز‌، هميشه قسمتي از يك رويا و خيال‌پردازي است‌؛ پس ناچار به عنوان يك آدم وراج‌تر‌، بذله‌گو‌تر‌، پر‌حرارت‌‌تر و شهوتي‌تر از يك همسر ديده مي‌شود.

 

پس آيا عشق و دوست‌داشتن آنلاين واقعي است؟ بن ضعيو مي‌گويد:" اين ها تمامي عناصر تشكيل دهنده يك عشق واقعي هستند: افكار وسواس‌گونه يك معشوق يا معشوقه، نياز اضطراري با هم بودن و اين حس كه شريك جديد شگفت‌ انگيز‌ترين  و عجيب‌ترين فرد روي زمين است. شما همان حمله شيميايي را تجربه مي‌كنيد كه مردم زماني كه عاشق مي‌شوند، تجربه مي‌کنند." نويسنده كتاب "بعد از رابطه نامشروع"، و روان‌شناس اهل ايالت كانكتيكات، جانيس آبرام اسپرينگ (Janis Abrahms Spring)، اين موضوع را روشن مي‌كند كه: " اما اين واکنش های شيميايي‌ها دوام نمي‌آورد و ادامه نمي‌يابد و تازه ما متوجه مي‌شويم كه وابسته بودن به يك شريك در راهي هدف‌مند و معني‌دار، چقدر سخت و مشكل است".

 

جرياناتي از گذشته

افراد ممکن است استثنائاً زماني ‌كه با فردي از گذشته خود‌ مجدداً ارتباط برقرار مي‌كنند؛ در روابط خود آسيب‌پذير باشند مثل آن دسته از افراد كه دوست دارند احساسات خود را بپرورانند. واگان مي‌گويد: "اين يك ارتباط آنلاين بسيار رايج است. شما وارد اينترنت مي‌شويد و اولين چيزي كه به خودتان مي‌گوييد اين است: چه اتفاقي مي‌افتد اگر چنين شود و چنان؟ و بعد مي‌رويد و آن ها را پيدا مي‌كنيد".

 

در طي دهه شصت‌، لوراني و سم (Lorraine and Sam) هم مدرسه‌اي بودند و حتي در 1969 با هم به سفر خارج از شهر در وود‌استاك (Woodstock) رفته بودند. لوراني عاشق سم بود، اما " از زيركي او بيم داشت"، و همچنان خجالت از اعتراف به وي باقي مانده بود. سپس، سم از دانشگاه شيكاگو بيرون آمد در حالي‌كه لوراني در نيوجرسي ماند. لوراني ازدواج كرده و صاحب خانواده شد اما فکر سم همچنان در او زنده بود: اگر لوراني عشق خودش را مي‌پذيرفت.

 

يك روز‌، لوراني از طريق سايت اينترنتي گوگل‌، توانست سم را پيدا كند. او در شيكاگو بود؛ و آن ها از طريق پست الكترونيكي با يكديگر نامه‌نگاري مي‌كردند. سم در يك شركت حقوقي شريك بود و همسري فيزيكدان داشت و سرمربي تيم ليگ كوچك دخترش بود. لوراني توضيح مي‌‌دهد كه:" من در اصل فقط براي اين كه سلامي كرده باشم؛ نامه دادم". اما بعد از رد و بدل شدن چند نامه دوستانه‌، سم اعتراف‌نامه‌اي براي لوراني فرستاد. سم هميشه او را دوست مي‌داشته. اما زيبايي لوراني‌، سم را ترسانده بود. بنابراين‌ سم‌، ترجيح داد تا زني سودمند – همسر خود- را جايگزين لوراني كند. نامه‌نگاري اينترنتي و تماس‌هاي تلفني كم‌كم براي سم و لوراني به چيزي دائمي تغيير شكل يافت و مثل ضربه شلاق، موجب شد تا هر‌دوي آن ها برانگيخته شده و ابراز ندامت كنند. در يكي از نامه‌ها سم نوشته است:" نمي‌توانم فكر كردن به تو را متوقف كنم. ذهنم مشغول تو شده است". اما سم هيچ‌وقت نمي‌تواند از اين موضوع فرار كند و او را چشم در چشم ببيند. او اعتراف كرد كه :"‌ خيلي احساس گناه مي‌كنم".

 

اين، زماني است كه لوراني نامه فرستادن‌ها و مكالمات تلفني را با سم قطع كرد. لوراني مي‌گويد:" او يك بزدل بود". به علاوه اين كه سم باعث نا‌ اميدي لوراني شده بود حتي در زمان "شروع و ادامه‌ رابطه نامشروع خود پشت تلفن".

 

چه نوع شخصي غوطه‌ور ماندن در رويا را انتخاب مي‌كند؟ روان‌شناس جانيس آبراهام اسپرينگ (Janis Abrahms Spring) پيشنهاد مي‌كند كه اگر شخصي " دو رابطه را بخش‌بندي " كند مي‌تواند همان كسي باشد كه غوطه‌ور ماندن در رويا را بر‌مي‌گزيند. او مي‌گويد:" ممكن است كه فرد نخواهد شريك زندگي خود را جايگزين كند اما ممکن است که بخواهد بيش از حد عالي باشد. به عبارت ديگر يك يدكي مي‌خواهد".

 

زنان عاشق

فرانك پيتمن‌ (Frank Pittman)، نويسنده كتاب دروغ‌هاي شخصي مي‌گويد: لوراني خوش شانس بود. چراکه مانند  اكثر افرادي بود كه در روابط اينترنتي شركت دارند‌؛ "ديدار چشم در چشم و چهره به چهره او را مي‌كشت". هم چنین اضافه می کند: "و اگر او با سم دوباره ارتباط برقرار مي‌كرد‌؛ احتمالا بدتر مي‌شد. در تاريخچه اين قبيل روابط عاطفي نامشروع احمقانه و عجيب و غريب، وقتي افراد همه چيز را براي يك رويا كنار مي‌گذارند‌؛ ميزان موفقيت در يك ارتباط جديد بسيار پايين مي‌آيد".

 

اما لوراني براساس جنسيت خود‌، كاملا درست رفتار كرد . پيتمن مي‌گويد كسي كه معمولاً يك رابطه را از حالت دوستي به عشق تبديل مي‌كند؛ زن است. اين‌ زن است كه خيلي احساساتي در‌گير مي‌شود و اين رابطه را به عنوان جايگزيني مناسب براي شريك زناشويي خود مي‌داند. حتي اگر ازدواج خوبي هم داشته باشد، مي‌خواهد براي يك بار هم كه شده محيط خارج از آن را تجربه كند.

 

استاد روان‌شناسي دانشگاه آمريكايي‌ و متخصص اين روابط، بري مك كارتي (Barry McCarthy)، توضيح مي‌دهد كه براي مردان،" اكثر روابط نامشروع، خوش‌شانسي هستند و درگيري و گرفتاري كمي دارند. براي زنان‌، يك رابطه بسيار احساسي‌تر است. مثلا رييس جمهور كلينتون و مونيكا لوينسكي نخستين نمونه‌هاي آن هستند".

 

چگونه اين موضوع به خيانت عاطفي تعبير مي‌شود‌، جايي كه شايد شانس‌، خنثي و احساس حكمفرما شود؟ برخي از مردان شروع به  پيروي از الگوهاي زنان كرده‌اند‌؛ يعني در مقايسه با گذشته، تاكيد بيشتري بر احساس و عاطفه داشتند‌، در حالي‌كه زنان به طور فزاينده‌اي روابط جنسي را شروع کرده‌اند‌؛ به خصوص كه به استقلال مالي بيشتري دست يافته‌اند و به همين علت كمتر از جدايي هراس دارند.

 

پگي واگان مي‌گويد، زنان معمولا بيشتر از مردان‌، درگير اين نوع ارتباط‌ها مي‌شوند. اين امكان وجود دارد كه يك زن‌ به خاطر اين " ارتباط بخصوص"‌، سال‌ها غصه بخورد و ضعيف شود؛ در صورتي كه همتاي مذكر او اين قضيه را چيزي افزوده بر زندگي‌اي مي‌داند كه تا كنون داشته است. در نتيجه‌، زنان و مردان دچار يك وقت‌كشي و طفره‌روي عاطفي مي‌شوند؛ كه غالباً در يك چنين روابطي به طرق مختلف ديده مي‌شود. زن‌ نيمه گمشده خويش را مي‌يابد و مرد‌، سرگرمي خواهد داشت‌. بن ضعيو مي‌گويد گاهي اوقات يك زن احساس مي‌كند كه مجموعاً در يك رابطه قرار دارد اما شريك او(مرد) در حال هدايت دو يا حتي چهار رابطه از اين دست است آن هم در يك زمان. (اين الگوها براي روابط نامشروع جنسي هم يكسان است).

 

خطر براي زنان بيشتر است. پيتمن مي‌گويد هنگامي كه روابط احساسي به رابطه جنسي و نزديكي منجر مي‌شود‌؛ معمولا اشتياق مردان بلافاصله سرد مي‌شود. در ضمن شوهرها كمتر  از همسرها بخشنده هستند و همين امر اين موضوع را براي زناني كه در چنين مخمصه‌اي مي‌افتند محتمل مي‌نمايد و آنان را براي ضربه خوردن از طلاق مستعد مي‌نمايد.

 

صراحت كامل؟

با وجود آسان بودن دستيابي به اين روابط بسيار قوي‌ كه آن را مي‌گذرانند تا به عشق برسند‌؛ ما چه كاري بايد انجام دهيم تا روابط اوليه خودمان را سالم و دست نخورده نگه داريم؟ نويسنده كتاب خيانت عاطفي و روان‌‌درمان‌گر اهل  ميامي بيچ، گري نيومن (M. Gary Neuman )، موضع سرسختانه‌اي را ترسيم مي‌كند‌ و به طرز دقيقي از استراتژي اجتناب از اين ارتباط حمايت مي‌كند؛ كه حتي شامل محدوديت‌هايي از قبيل رقصيدن و يا حتي غذا خوردن با جنس مخالف مي‌باشد. به نظر واگان، ما صراحت و شفافيت رفتارهاي آشکار  خود را در اينترنت و پست‌هاي الكترونيكي قرار مي‌‌دهيم در غير اين صورت، ديدن نامه‌نگاري با يك شريك خوشايند نخواهد بود.

سايرين معتقدند كه يك چنين تجويزهايي مي‌تواند بسيار زياد باشد. تركل مي‌افزايد:" برخي از ارتباطات اينترنتي، يك شوخي است. ممكن است افراد هويت‌هاي گوناگون و يا چهره‌هاي مختلفي از خود نشان دهند‌؛ يك فرد درون‌گرا مي‌تواند نقش يك برون‌گرا را بازي كند‌ و يك مرد مي‌تواند نقش يك زن‌را". شايد اين تجربه‌، اتفاقي و يا دگرگون‌شونده باشد. او مي‌افزايد:" ممكن است فردي يك شريك براي شطرنج خود بخواهد ، بنابر اين، فن‌آوري اين اجازه را به او مي‌دهد".

 

بن ضعيو مي‌گويد: " اگر شما مي‌خواهيد به فردي اين اجازه را بدهيد كه در زندگي زناشويي شما آزادي عمل و اجازه انحراف داشته باشد‌؛ آن خط ممنوعه را در كجا قرار خواهيد داد؟ اين يك سطح لغزنده و بي‌ثبات است. شايد شما محدوديت‌هايي را براي همسرتان وضع كنيد مثل نداشتن تماس‌هاي تلفني‌، اين قضيه را فراموش نكنيد. اما افراد مي‌توانند قانون را بشكنند. چرا كه اين از مشخصه‌هاي بارز انسان است كه گاهي از خط خود فراتر رود".

 

تركل ياد‌آور مي‌شود كه: منتهاي مراتب‌، يك رابطه عاطفي جدي مي‌تواند شما را از مشكلات اولين رابطه بر‌حذر دارد و آگاه كند. شريك ضربه خورده يا به نوعي زخمي‌،  ممكن است به اين موضوع به عنوان "برقراري تماس اوليه " نگاه كند؛ كه نياز آن نيز شروع نکردن ملاقات است.

 

شايد به خاطر علامت ندادن آن اخطار بود كه کوین و لارن به خانه برگشتند. براي هر‌دوي آنها زماني اين اتفاق افتاد كه رويا‌پردازي و خيال‌بافي با واقعيت رودررو شد؛ بويژه زماني كه نياز داشتند كه به سمت همديگر كشيده شوند و از پسر مریض لارن مراقبت كنند. وقتي كه کوین قصد داشت لارن، دوست دختر قديمي خود، را ببيند کوین به لارن گفت كه دلش مي‌خواهد رمانی را با پدرش بگذراند. لارن گفته بود:" خيلي خسته و از پا افتاده شدم؛ خواهش مي‌كنم نرو". و سرانجام از کوین درخواست كمك كرد. به بهانه موعد سررسيد كتاب‌، لارن گاه به گاه  ايميل‌هاي شريك آنلاين خود را پاسخ مي‌داد و بعد از آن به زحمت جواب او را مي‌داد.

 

چه عاملي موجب شده بود تا آن ها به عقب كشيده شوند؟ در يك دوره‌ به خاطر نياز به مراقبت از پسر لارن بود‌؛ اما به عبارت ديگر‌، تشخيص و درك اين نكته بود كه رابطه آنلاين اين دو،‌ از مسير دوستي صميمي و نزديك منحرف شده‌است، نه از خود دوستي.

 

کوین اعتراف مي‌كند:" ايده‌ي ديدار واقعي  مرا بيمار كرد. وقتي لارن از من خواست تا در كار خانه به او كمك كنم ؛‌خيالم راحت شد".

 

لارن مي‌گويد:" نکات بسياري در زندگي من وجود داشت که هرگز آن‌ها را در اين ايميل‌ها عنوان نکردم. دست آخر تمام آن خوش‌مزگي‌ها‌، شوخي‌ها و متلك گفتن‌ها تنها يك نقاب شخصيتي ‌ (پرسونا) بود".     

نظرات کاربران
در حال حاضر نظری در مورد مقاله داده نشده است. می توانید به عنوان اولین نفر نظر خود را ارسال نمایید!
برای ارسال نظر، اینجا را کلیک نمایید


 

تمام حقوق مادی و معنوی برای مؤسسه آلاچیق روان محفوظ می باشد       سیاست گذاری سایت   روش استفاده از سایت