|
|
|
|
|
|
|
|
| ۱۳۸۸ بيست و نهم اسفند |
 |
آداب معذرت
ارسال از گروه مقالات گروه: روانشناسي سلامت, روانشناسي مديريت
تعداد مشاهدات: 684 تعداد نظرات: 1
|
معذرتخواهي،
در عمل ، آنقدرها كه فكر ميكنيم، ساده نيست. عذرخواهي صحيح، راه و رسم
خودش را دارد. يعني اجزاي مشخصي دارد كه اگر حق هر يك از اين اجزا به
درستي ادا نشود، احتمال شكست خوردن و پذيرفته نشدن معذرتمان كم نيست. اول
از همه بايد در درون خودمان بپذيريم كه اشتباه كردهايم و مسئوليت
اشتباهمان را قبول كنيم. اما پس از اين نكته ذهني، نكات عيني ديگري هم
هستند كه به كار بستنشان، تاثير عذرخواهي را دوچندان ميكند. در
معذرتخواهي بايد از اشتباهمان اسم ببريم. مثلا چنين كلماتي براي يك
عذرخواهي مناسب نيستند: <اگر باعث آزارتان شدهام، ببخشيد . . . اگر
به هر دليلي از دست من دلخور شدهاي، معذرت ميخواهم.> بهتر است كه
اشتباهمان را هم ذكر كنيم، مثلا:<من اشتباه كردم كه پشت سرت حرف زدم،
مرا ببخش.> اشاره به اينكه ما خودمان هم متوجه شدهايم عملي كه از ما
سر زده، اشتباه بوده و باعث دلخوري فرد مقابلمان شده، مهم است: <من
ميدانم كه خنديدنم در كلاس باعث دلخوريات شد و به همين خاطر، با تمام
وجودم از تو معذرت ميخواهم، مرا ببخش.> عنصر ديگري كه يك
عذرخواهي را موثر ميكند، توضيح اين مطلب است كه چرا و چگونه، اين رنجش
خاطر به وجود آمده. نبايد بگذاريم ابهامات ذهنيِ فردي كه از ما رنجيده، سر
جايش باقي بماند. يك توضيح خوب و صادقانه ميتواند خيلي از اين ابهامات
ذهني را رفع و رجوع كند. مثلا ممكن است توضيحاتمان چيزهايي از اين قبيل
باشد: <خسته بودم، حالم خوب نبود، ذهنم مشغول بيماري مادرم بود و . . .
قول ميدهم كه چنين اتفاقي تكرار نشود.> بخش مهمي از توضيح ما
بايد به اين نكته اشاره كند كه آنچه مرتكب شدهايم، عمدي نبوده و قصد
توهين و بياحترامي نداشتهايم. اين اشاره، به شخصي كه از ما رنجيده،
اجازه ميدهد كه ديگر در مقابل ما احساسِ راحتي كند و در برابرمان موضع
خصمانه نگيرد. يك معذرتخواهي خوب، همچنين بايد صادقانه و صميمانه مطرح
شود تا اثربخش باشد. تا زماني كه ما به شرم و احساس گناه و پشيماني خودمان
اعتراف نكردهايم، معمولا طرف مقابلمان متوجه نميشود كه آيا ما از عملمان
واقعا پشيمانيم يا نه. حس نگراني و شرمندگي ما به هنگام عذرخواهي، به فرد
مقابلمان ميفهماند كه ما بيمناكيم مبادا رابطه دوطرفهمان به هم بريزد و
اين اظهار شرمندگي، در واقع، يك احترام مضاعف به شخصي است كه از ما رنجيده
است.
عذرخواهي خوب، عذرخواهي بد عذرخواهي نه تنها باعث حفظ
حرمت اشخاص و حفظ حرمت خودمان ميشود، بلكه از ارزشهاي انساني هم پاسداري
ميكند. چه بين دو نفر، چه بين چندين نفر و چه بين دولتها و ملتها. مثلا
عذرخواهي اف. دابليو. دي. كلرك از مردم افريقاي جنوبي، تاريخي شد. او كه
يكي از رهبران آپارتهايد بود، در 29 آپريل 1993 در يك كنفرانس مطبوعاتي
گفت: <بايد قبول كنيم كه آپارتهايد، آدمها را مجبور كرد كه از وطن و
خانهشان دور شوند و شغل و زندگي و آزاديشان را از دست بدهند و شان و
حرمتشان مورد اهانت قرار بگيرد.> و ادامه داد كه: <ما قصدمان اين
نبود كه مردم را از حق و حقوقشان محروم كنيم. قصدمان اين نبود كه آزارشان
بدهيم ولي اعتراف ميكنم كه آپارتهايد، نهايتا با آدمها همين كار را كرد
و عدهاي از مردم را از حق و حقوق قطعيشان محروم كرد و آزارشان داد. من
از اين بابت عميقا متاسف و ناراحتم.> چنين اظهار تاسفي كه در سطح
بينالمللي و از جانب يك رهبر و سياستمدار ارائه ميشود، خيلي تاثيرگذار
است. اين عذرخواهي، نمونه يك عذرخواهي موفق است كه همه اجزايي كه در بالا
به آن اشاره شد، رعايت كرده است. كلرك در ادامه حرفهايش در آن جلسه
مطبوعاتي گفت: <اعمال گذشته ما كاملا غلط بود و ما بايد به اين اشتباه
اعتراف كنيم. حزب جديد ما انديشههاي كهن آپارتهايد را دور ميريزد و
درهاي سياستش را به روي تمام مردم افريقاي جنوبي باز ميكند.> او به
اشتباهات خودش و حزبش اشاره كرد و توضيح داد كه چرا چنين اشتباهاتي رخ
داده است و همچنين تصريح كرد كه خودش و ساير سران اين حزب، آدمهاي فاسد و
بدخواهي نبودهاند و قصد بدي نداشتهاند و فقط تصوراتشان اشتباه بوده است
و راهكارهايي هم براي جبران اشتباهاتش ارائه كرد. حالا فلاش بك بزنيم به
8 آگوست 1974 كه رئيس جمهور امريكا، ريچارد نيكسون، سخنراني استعفايش را
ارائه داد: <من از بابت تمام دلخوريهايي كه احيانا در مسير اجراي اين
تصميم اتفاق افتاده، متاسفم. اما فقط همين را ميگويم كه اگر بعضي از
تصميمهايم اشتباه بوده، من بر اين باور بوده و هستم كه در آن مقطع زماني،
همان تصميم اشتباه هم به صلاح كشورم بوده است.> عذرخواهي او درست بر
عكس عذرخواهي كلرك است. نيكسون نه به اشتباهاتش اشاره ميكند، نه از تاثير
اشتباهاتش حرف ميزند و نه حتي زير بار اشتباه بودنشان ميرود. عذرخواهي
او نمونه يك عذرخواهي بياثر يا كماثر است.
بزرگ شدن با عذرخواهي فارغ
از اينكه انگيزه و علت عذرخواهي چه باشد، آن چيزي كه باعث ميشود يك
معذرتخواهي تاثير كند، جابهجا شدن احساس شرم و احساس قدرت بين طرفين
معذرتخواهي است. ما با عذرخواهي، شرمي را كه در وجود يك شخص ديگر تزريق
كرده بوديم، از او ميگيريم و آن شرم را به خودمان برميگردانيم و در عوض،
به كسي كه مورد رنجش و آزارمان قرار گرفته بود، اين قدرت را ميدهيم كه
ما را ببخشد يا نبخشد. اينكه وقتي كسي يا كساني را رنجاندهايم، اصلا
به روي خودمان نياوريم و بگذاريم زمان همه چيز را حل كند، خامترين تصميم
ممكن است. عذرخواهي نمادي از استحكام شخصيتي است. نمادي از صداقت است
چراكه صادقانه اعتراف ميكنيم ما اشتباه كرديم. نمادي از سخاوت است چراكه
ميخواهيم با شكستن خودمان، يك رابطه ويران را بازسازي كنيم. نمادي از
جسارت است چرا كه اين ريسك وجود دارد كه طرف مقابلمان اصلا عذرمان را
نپذيرد و حرمتمان را بشكند و... اما آموزههاي ديني به ما آموختهاند تا
زماني كه حواسمان باشد كه ما آدمهايي جايزالخطا هستيم و روي زمين خدا،
خودمان را با خدا اشتباه نگيريم، هنوز نشانههايي از خير و صلاح در ما
وجود دارد
دكتر محمد كياسالار
برداشت از وب سايت روزنامه سلامت |
|
|
|
|
| نظرات کاربران |
فلاحتکار ۱۳۸۹ پنجم ارديبهشت
|
|
|
جهت ارسال نظر باید تأیید هویت شده باشید. می توانید در اینجا مشخصات خود را وارد نمایید.
|
|
|
|
|
|
|
|