آموزش جهانی دخترها: تغییر دادن نسل های کنونی و آینده
هنگامی که مدرسه جدیدی در روستای بنی شرعان کشور مصرباز شد، برخی روستاییان شاکی بودند که این مدرسه انها را از کمک فرزندانشان در مزارع گندم و کسب و کارهای کوچک محروم خواهد کرد. اهمن، مغازه دار بی سواد، شنید که یک تاجر سالخورده که زمینی را برای مدرسه اهدا کرده بود می گوید: "به نظر من تحصیل دختر از تخصیل پسر خیلی مهم تر است." اهمن فوراً دختر 8 ساله خود به نام راویا را در این مدرسه ثبت نام کرد. تا آن روز روایا روزهای خود را بین کساورزی کمرشکم و محبوس بودن در خانه تقسیم کرده بود.
طولی نکشید که پیشرفت راویا در زبان، سواد آموزی، و مهارت های عقلانی، کیفیت زندگی خانواده او راتغییر داد. اهمن به یاد می آورد که "حسابهای مغازه من به همه ریخته بود ولی طولی نکشید که راویا به آنها سرو سامان داد". او همچنین به خواهر بزرگتر خود کمک کرد تا خواندن و نوشتن را یاد بگیرد و دستورالعمل روی داروهای تجویزی و اخبار تلویزیون را برای خانواده خود توضیح می داد. علاوه بر این، راویا زندگی بهتری را برای خودش پیش بینی می کرد. او به پدرش گفت: "وقتی بزرگ شدم می خواهم دکتر شوم، شاید هم معلم شوم".
در طول قرن گذشته، درصد کودکانی که در کشورهای در حال توسعه به مدرسه می روند از اقلیت کوچک پسرها به اکثریت تمام کودکان در اغلب مناطق افزایش یافته است. با این حال، تقریباً 135 میلیون دختر 7 تا 18 ساله که اغلب انها فقرزده هستند، اصلاً تحصیل نمی کنند (شکل یک را ببینید). میلیونها نفر، بازهم عمدتاً دخترها، قبل از به پایان رساندن سه کلاس اول، ترک تحصیل می کنند.

درصد کودکان 7 تا 18 ساله در کشورهای در حال توسعه که هرگز به مدرسه نرفته اند. تعداد بیشتری از کودکان فقیر در مقایسه با کودکانی که فقیر نیستند، فرصت رفتن به مدرسه نداشته اند و تعداد خیلی بیشتری از دخترها در مقایسه با پسرها- مخصوصا دخترهای فقیر - از تحصیلات محروم بوده اند.
گرچه تحصیلات برای همه کودکان حیاتی است، ولی آموزش دادن به کودکان تاثیر بسیار نیرومندی بر رفاه خانواده ها، جوامع، و نسل های آینده دارد. منافع گوناگون آموزش دادن به دخترها عمدتاً به دو صورت حاصل می شود: 1) از طریق افزایش مهارت های کلامی – روخوانی، نگارش، و ارتباط کلامی؛ و 2) از طریق قدرتمند شدن – تمایل فزاینده به بهبود بخشیدن به شرایط زندگی آنها. در تحقیقاتی که در سه قاره، سه فرهنگ، و سه موقعیت اجتماعی اجرا شدند – در منطقه روستایی نپال، شهر کوچک در مکزیک، و شهر بزرگی در زامبیا هرچه زنان تحصیلات بیشتری کسب کردند، مهارت های آنها در زبان بهتر شد و آمال و آرزوهای آنها برای زندگی بهتر بالاتر رفت. آگاهی آنها به نوبه خود بر سلامت، روابط، و فرزندپروری خانواده تاثیر قابل ملاحظه ای گذاشت.
سلامت خانواده. تحصیلات، افراد را به مهارت های ارتباطی مجهز می سازد و اعتقاد آنها را به جستجو کردن خدمات بهداشتی و بهره مندی از اطلاعات سلامت همومی بالا می برند. در نتیجه، میزان تحصیلات، رفتار سلامتی پیشگیرانه زنان را قویاً پیش بینی می کند: ملاقات های پیش از تولد با پزشک، ایمن سازی کودک، رژیم غذایی سالم، و اقدامات بهداشتی. به علاوه، چون زنان تحصیل کرده فرصت زندگی بیشتری دارند، به احتمال بیشتری از خدمات برنامه ریزی خانواده و زایمان تاخیری بهره مند می شوند و فرزندانی با فواصل زمانی بیشتر و تعداد کمتر دارند. همه این تجربیات با افزایش زنده ماندن مادر و کودک و سلامت خانواده ارتباط دارند.
روابط خانوادگی و فرزندپروری. در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، قدرتمند شدن که از تحصیلات ناشی می شود با روابط عادلانه تر شوهر – همسر و کاهش انضباط کردن خشن کودکان ارتباط دارد. در ضمن، مادران تحصیل کرده به تحریک کلامی بیشتری می پردازند و مهارتهای سواد آموزش زا به فرزندان خود یاد می دهند که به موفقیت در مدرسه، دستیابی به تحصیلات عالی، و درآمد اقتصادی در نسل بعدی کمک می کند. مناطقی از جهان که برای تحصیلات دخترها سرمایه گذاری بیشتری کرده اند، مانند آسیای جنوبی شرقی و آمریکای لاتین، از سطح بالاتر رشد اقتصادی برخورداند.
طبق گزارش اخیر سازمان ملل، آموزش دخترها موثرترین وسیله برای مبارزه با شدیدترین تهدیدها به رشد انسان است: فقر، مرگ و میر مادر و کودک، و بیماری. در نتیجه، سازمان ملل همه کشورهای در حال توسعه را ترغیب می کند تا تحصیلات را در اولویت قرار داده و برای اینکه دخترها را قادر سازند تا به مدرسه بروند، گام هایی را بردارند.
منبع:
برک, لورا. (1387). روان شناسی رشد (از لقاح تا کودکی)(جلد یک). (ی. سیدمحمدی, مترجم) تهران: ارسباران. |