ثبت نام کاربر     ورود به سایت
 نمایش مقاله  

مقالات | طبقه بندی موضوعی | جستجو | RSS

۱۳۸۹ نهم مهر
آیا مغناطیسها به صدمه فشار مکرر (RSI) کمک می کنند؟
ارسال از حسام سیف       گروه: روان‌شناسي سلامت, روانشناسي آزمايشگاهي, روان شناسی بالینی
تعداد مشاهدات: 930          تعداد نظرات: 0

آیا مغناطیس­ها به صدمه­ی فشار مکرر (RSI) کمک می­کنند؟

 

افراد گرایش روزافزونی دارند به اینکه از درمان­های پزشکی دیگر برای مشکلات خود استفاده کنند. یک نوع درمان "انرژی شفابخش" که محبوبیت آن رو به فزونی است، استفاده از مغناطیس­هاست. اکنون بسیاری از شرکت­ها مغناطیس­های شفابخش می­فروشند و توصیه­های زیادی را می­توان در اینترنت یافت که قدرت شفابخش آنها را ستایش می­کنند.

    مغناطیس­ها اغلب به افرادی فروخته می­شوند که دست درد یا مچ درد مزمن دارند. این نوع مشکل به صدمه فشار مکرر (RSI)[1] معروف است. علت بروز این­گونه مشکلات، استفاده­ی زیاد از کامپیوتر است. اما آیا مغناطیس­ها واقعاً درد مزمنی را که با صدمه­ی فشار مکرر ارتباط دارد، برطرف می­کنند؟ تنها راه برای پاسخ دادن به این سئوال، پژوهش کنترل­شده است. پوپ و مک نالی در سال 2002 برای تحقیق کردن درباره­ی این موضوع، دانشجویات مبتلا به RSI را به طور تصادفی در یکی از سه گروه قرار دارند. از یک گروه درخواست شد به مدت 30 دقیقه از مچ­بندی استفاده کنند که حاوی مغناطیس بود (گروه مغناطیس). به گروه دوم نیز مچ­بند ظاهراً مشابه داده شد که به دست خود ببندند. اما در این مورد، بدون آگاهی آزمودنی­ها و دستیاری که تحقیق را اجرا می­کرد، مغناطیس­ها از مچ­بندها حذف شده بودند (گروه ساختگی). گروه سوم هیچ مغناطیسی دریافت نکرد (گروه بدون درمان).

    باید توجه داشته باشید که این تحقیق نمونه­ای از آنچه که آن را تحقیق بی­خبری دوسویه[2] می­نامیم. به عبارت دیگر، نه آزمودنی و نه آزمایشگری که با آزمودنی­ها کا می­کرد نمی­دانستند که چه کسانی مغناطیس واقعی داشتند. استفاده از مچ­بندهایی که مغناطیسی آنها برداشته شده بود، شرایط درمان دارونما[3] نامیده می­شود. درمان دارونما (پلاسیبو) آزمایشگران را قادر می­سازد این احتمال را کنترل کنند که صرفاً اعتقاد فرد به اینکه تحت نوع موثری از درمان قرار می­گیرد، منافع درمانی به بار می­آورد. سرانجام، گروه گواه درمان، آزمایشگران را قادر می­سازد تا ببینند وقتی آنها هیچ درمانی را تامین نمی­کنند، چه اتفاقی می­افتد.

در ابتدای این تحقیق، تمام آزمودنی­های دانشجو یک آزمون تایپ کردن 4 دقیقه­ای انجام دادند. این کار مقیاسی از تعداد کلماتی را که می­توانستند در این مدت تایپ کنند در اختیار گذاشت. سپس، 30 دقیقه بعد از بستن مچ­بندهای مغناطیس­دار یا بدون مغناطیس (یا برای آزمودنی­های بدون درمان، بعد از 30 دقیقه انتظار)، تمام آزمودنی­ها آزمون تایپ کردن 4 دقیقه­ای دیگری را انجام دادند. به علاوه، از آنهایی که در گروه مغناطیس واقعی یا دارونما قرار داشتند خواستند با استفاده از یک مقیاس 8 امتیازی، میزان تسکین درد خود را (از بدون بهبودی تا بهبود کامل) ارزیابی کنند.

    نتایج چه بودند؟ همان گونه که انتظار می­رفت، آنهایی که در گروه بدون درمان قرار داشتند گفتند که میزان درد آنها به صورت محسوس تغییری نکرده است. این شگفت­آور نیست زیراکاری برای آنها انجام نشده بود. آنها به طور متوسط چهار کلمه بیشتر از دفعه اول تایپ کرده بودند.

    آیا افرادی که مچ­بند مغناطیسی بسته بودند بهتر از این عمل کردند؟ پاسخ مثبت است. آنها گفتند که دردشان کاهش یافته است. آنها به طور متوسط 19 کلمه بیشتر از دفعه اول تایپ کردند! به عبارت دیگر، با توجه به گزارش شخصی آنها (میزان بهبود درد آنها) و اطلاعات رفتاری (سرعتی که توانستند تایپ کنند)، آشکارا بهتر از گروه بدون درمان عمل کردند.

    قبل از اینکه برای خرید مچ­بندهای مغناطیسی عجله کنید، اجازه دهید ببینیم عملکرد افرادی که مچ­بندهای کاذب داشتند چگونه بود. این آزمودنی­ها نیز مانند آموزدنی­هایی که مغناطیس واقعی به مچ خود بسته بودند، گفتند که درد آنها کاهش یافته است. و در واقع، آزمودنی­های گروه درمان دارونما در آزمون تایپ کردن رفتاری، در آزمون دوم از آنهایی که مغناطیس واقعی به مچ دست خود بسته بودند، کلمات بیشتری را تایپ کردند (به­طور متوسط 26 کلمه بیشتر)! بنابراین با توجه به گزارش­های شخصی و داده­های رفتاری آنها، گروه مچ­بند کاذب به اندازه­ی گروهی که مغناطیس واقعی داشتند، بهبود یافتند. بنابراین، براساس این تحقیق باید نتیجه بگیریم که مغناطیس­درمانی از طریق اثر دارونما تاثیر می­گذارد نه با این علت که مغناطیس­ها به خودی خود منافع بالینی دارند. اگر باور داشته باشید که مغناطیس به RSI شما کمک می­کند، واقعاً به مغناطیسی که بهبود بالینی به بار آورد نیاز ندارید. به همین خاطر است که ما به تحقیقات کنترل شده نیاز داریم

 

منبع:

باچر، جیمز؛ مینکا، سوزان؛ هولی، جیل. (1387). آسیب شناسی روانی جلد یک. (ی. سیدمحمدی, مترجم) تهران: ارسباران.


 


[1] Repetitive-stress injury

[2] Double-blind study

[3] Placebo treatment condition

نظرات کاربران
در حال حاضر نظری در مورد مقاله داده نشده است. می توانید به عنوان اولین نفر نظر خود را ارسال نمایید!
جهت ارسال نظر باید تأیید هویت شده باشید. می توانید در اینجا مشخصات خود را وارد نمایید.


 

تمام حقوق مادی و معنوی برای مؤسسه آلاچیق روان محفوظ می باشد       سیاست گذاری سایت   روش استفاده از سایت