|
|
|
|
|
|
|
|
| ۱۳۸۵ سيزدهم فروردين |
 |
از راه كم گذر بگذر
ارسال از حسام سیف گروه: روانشناسي اجتماعي
تعداد مشاهدات: 74 تعداد نظرات: 0
|
|
نویسنده : دكتر وين و. داير
مترجم: بدر زمان نيك فطرت
ترقي و پيشرفت فردي و جهاني وابسته به مردان غير منطقي است، نه به آنهايي كه با جامعهشان همساز ميشوند و هرآنچه را كه پيش ميآيد ميپذيرند. پيشرفت وابسته به افراد نوآور است كه سنت ها و مقررات را رد ميكنند و دنياي خود را شخصاً ميسازند. براي اين كه بتوانيد راه خود را از مسير سازش و تقليد به مرحله عمل ابتكاري تغيير دهيد، لازم است راه مقاومت در برابر آموزه هاي منفي وفشارهايي كه براي وارد كردن شما به اجراي دستورالعملها به عمل آيد بياموزيد. شرط اين كه بتوانيد به طور كامل كارآمد شويد، مقاومت كردن دربرابر تحميل سنت ها ومقـررات است ممكن است به نظر عدهاي نافرمان بياييد، البته اين بهايي است كه بايد براي تحصيل استقلال رأي پرداخت . ممكن است شخصي متفاوت به نظر بياييد، برچسب خودخواه يا ياغي بگيريد و عدم تأييد بسياري از افرادعادي را نسبت به خود بخريد ، و بعضي از اوقات نيز طرد شويد. بعضي ازمردم مقاومت شما را در برابر سنت ها و آيين هايي كه خود پذيرفته اند با نظر خصمانهاي مينگرند. اين استدلال كهنه به گوشتان خواهد خورد كه اگر همهي افراد بخواهند قوانين شخصي خود را دنبال كنند چه خواهد شد وجامعه به چه صورتي درخواهد آمد . يك پاسخ سادهي اين سئوال البته اين است كه همه كس چنين كاري نخواهد كرد، اعتياد اكثر مردم به حمايت هاي بيروني و «بايد»ها، ايجاد چنين وضعي را غير ممكن مي سازد. بحث ما دراين جا به هرج ومرج خواهي مربوط نمي شود. هيچ كس خواهان نابودي جامعه نيست، اما بسياري از ما خواهان آنيم كه در داخل جامعه آزادي بيش تري به افراد داده شود، آزادي و رهايي از «بايد»هاي بي معني و احمقانه. حتي قوانين ومقررات منطقي نيز هميشه در هر شرايطي به كارنمي آيند. سعي ما بر اين است كه آزادي انتخاب را در افراد به وجود بياوريم به اين معنا كه شخص قادر باشد خود را ازبردگي فكري دايم رها سازد. چه لزومي دارد كه شما دايماً طبق انتظارات و توقعات فرهنگي جامعه رفتار كنيد؟ اگر اين طورهستيد و احساس مي كنيد كه توانايي تغيير كردن نداريد، در واقع يك مقلد هستيد كه اجازه مي دهيد ديگران راه شما را تعيين كنند. مدير و راهبر زندگي خويش بودن مستلزم نرمش و انعطاف پذيري و ارزيابي مكررشخصي از عملكرد مقررات در هر لحظه است. درست است كه پيروي و اطاعت كوركورانه از قوانين ديگران آسان تراست، ولي وقتي كه در مي يابيد كه قانون براي خدمت به شماست و شما خدمتگزار آن نيستيد، آن گاه مي توانيد شروع به نابود كردن رفتار ميمون وارخود بنماييد. اگر مي خواهيد مقاومت در برابر دستورالعمل ها را بياموزيد بايد بي اعتنايي راپيشه خود سازيد. ديگران اطاعت كردن را، حتي اگر به ضررشان باشد برمي گزينند و شما بايد ياد بگيريد كه اجازه دهيد آن ها دنبال انتخاب خود بروند. نبايد عصباني شويد، فقط لازمست كه براساس اعتقادات خود رفتار كنيد. يكي ازهمكاران من كه در نيروي دريايي بود هنگام ديدار سياسي پرزيدنت آ يزنهاور از كاليفرنياي شمالي، دريك ناوهواپيما در سانفرانسيسكو مستقربود. آن ها دستور داشتند با شكل ايستادن افرادشان كلمات «سلام آيك» رابسازند تا رئيس جمهوري بتواند هنگام عبوربا هلي كوپترآن را ببيند اين كار به نظر دوست من احمقانه و بي معني آمد و تصميم گرفت از انجام آن خودداري كند، زيرا با تمام عقايد او در تعارض بود. به جاي هر گونه طغيانگري، بعد از ظهراز كشتي خارج شد و گذاشت تا ديگران در آن مراسم بي معني شركت كنند. او فقط از ايفاي نقش خود امتناع نمود، نه ديگران را تحقير كرد و نه جدال بيهوده اي راه انداخت. فقط با بي اعتنايي به راه خود ادامه داد و گذاشت تا ديگران به ميل خود رفتار كنند. مقاومت در برابر دستورالعمل هاي منفي به معناي اينست كه براساس نظريات و معتقدات خود تصميم بگيريد و تصميمات خود را تا آنجا كه ممكن است باقابليت و به آرامي انجام دهيد و اگر انتخاب هاي شما به نتايج مطلوب نرسيد، از تظاهرات خصمانه بپرهيزيد. مقررات، سنت ها و آيين هاي احمقانه هيچ گاه از بين نمي روند ، اما شما مجبورنيستيد جزيي از آن باشيد. وقتي ديگران حركات بي اراده و گوسفندوار خود را انجام مي دهند شما فقط بي اعتنا باقي بمانيد و به راه خود برويد. اما اگرآن ها مي خواهند ميمون وار زندگي كنند ايرادي ندارد، اما شما ازآن ها پيروي نكنيد. ايجاد هياهو ديگران راعصباني مي كند و موانع بيش تري در راه شما به وجود مي آورد. خواهيد ديد كه همه روزه موارد متعددي پيش مي آيد كه بهتر است به آرامي مقررات را دوربزنيد تا اين كه اقدام اعتراض آميزي بنماييد. درواقع كليه آراء تازهاي كه منجر به تغييراتي در اجتماع گرديده اند، زماني مورد تحقير و شماتت بوده و حتي بسياري ازآن ها غيرقانوني نيز بوده اند. پيشرفت تماماً بستگي دارد به اين كه با مقررات كهنه و بي فايده مخالفت نموده و آن ها را به دورافكنيد . مردم؛ اديسون، هنري فورد ، انيشتين و برادران رايت را مسخره مي كردند تا وقتي كه آن ها موفق شدند. شما نيز با آغاز به مقاومت دربرابرمقررات بي معني مورد تحقير قرار خواهيد گرفت.
نمونه هايي ازرفتاراجباري طومار رفتارهاي ا جباري آن قدر زياد است كه مي تواند يك كتاب را پركند. در زير تعدا دي از نمونههايي كه بيشتر در فرهنگ ما رايج هستند ذكر مي شود. عقيده بر اين كه هر چيزجايي دارد وهرچيز در جاي خود باشد. بيماري سازمان دادن, معنايش اينست كه اگر هر چيز در جاي معين خود نباشد احساس ناراحتي مي كنيد. پرسش دايمي «چه بايد بپوشم»، مثل اين كه تنها يك روش قابل قبول لباس پوشيدن وجود دارد و آن نيز بايد از طرف سايرين تعيين گردد. شلوارسفيد و رنگ هاي روشن نيلي و خاكستري را فقط بايد درتابستان پوشيد. پارچه هاي پشمي مخصوص زمستان هستند و بايد مشابه فصلي ديگرزندگي شما را زيرنفوذ خود مي گيرند. جيمزميشنردر كتاب «هاوايي» به توصيف اهالي نيواينگلند مي پردازد كه وارد منطقه گرمسير هاوايي مي شدند و وقتي ماه اكتبر فرا مي رسيد با وجود حرارت هشتادوپنج درجه فارنهايت لباس هاي زمستاني مي پوشيدند و شش ماه با اين لباس هاي ناراحت به سر مي بردند … چرا؟ براي اين كه قرار بوده است در ماه اكتبر لباس زمستاني بپوشند. بنده و بردهي منتقدين مدبودن و پوشيدن لباسهايي كه مد است، زيرا بايد همرنگ جماعت بود. عقيده به اين كه بعضي نوشيدني ها بايد با غذاهاي معيني صرف شوند. گرفتار مقررات شخص ديگري بودن كه ميگويد چه چيز را بايد با چه چيزخورد. تقصير كارهاي خود را به گردن ديگري انداختن . «تقصير او بود كه ما دير كرديم». «مراسرزنش نكنيد، او مقصر است». بايد به جشن ازدواجي برويد يا هديه اي بفرستيد، حتي اگر آن ها را دوست نداشته باشيد. هيچ دعوتي را رد نميكنيد، حتي اگر تمايل به دعوت آن داشته باشيد. ممكن است از خريدن هديه بدتان بيايد، اما به هرحال اين كار را ميكنيد چون چنين مقرراست و برعكس بر خلاف ميل خود در مراسم تدفين شركت مي كنيد، براي اين كه از شما انتظار مي رود. بايد در چنين مراسمي شركت كنيد تا نشان بدهيد كه غمگين هستيد يا احترام مي گذاريد يا داراي عواطف و احساسات بجا و مناسب هستيد. شركت درمراسم سنتي كه نه دوست داريد و نه به آن اعتقادي داريد، چون از شماچنين انتظاري مي رود و ميخواهيد عمل صحيح را انجام داده باشيد. - دادن عناوين به اشخاصي كه درخدمت شماهستند .عناويني كه آن ها را به مقامي بالاترازشماارتقاء مي دهد. دندانپزشك خود را چگونه مورد خطاب قرارمي دهيد؟ آيا اگربه او دكتر خطاب مي كنيد صرفاً به خاطر حرفه ي پزشكي اوست؟ آيا مي گوييد استاد رحمتي يا استاد صفايي لوله كش؟ اگر چنين خطاب هايي ناشي از احترام شما نسبت به شغل آن هاست، چرا فكر مي كنيد شغل و موقعيت آن ها برتراست؟ اگر به آن ها پول مي پردازيد كه به شما خدمت كنند چرا صاحب عنوان مي شوند، در حالي كه شما تنها با اسم خود مورد خطاب قرار مي گيريد؟ رفتن به رختخواب موقعي كه وقت خواب است، نه وقتي كه خسته هستيد . آميزش تنها به يك يا دو وعده يا هنگامي كه همه شرايط فراهم است، مثلاً بچه ها خواب هستند، خسته نيستيد، اطاق تاريك است، شما درتخت خود هستيد و غيره وغيره. تقسيم كارهاي روزانه براساس مقتضيات رايج فرهنگي – اجتماعي: زن ها ظرف ها را مي شويند، مردها زباله را بيرون مي برند. كار منزل مال زن است. كار بيرون مال شوهر. پسرها كارهاي معيني را انجام مي دهند و دخترها كارهاي ديگري را! پيروي از مقررات و سنت هاي احمقانه منزل درحالي كه رعايت آن ها درمورد خانواده شما ايجاد مزاحمت مي كند، مثل اجازه گرفتن براي بلند شدن از سرسفره يا تعيين وقت خواب قبلي بي هيچ دليل منطقي! پيروي از دستور العمل هاي آگهي هاي مختلف، بدون توجه به منطقي بودنشان مثل «صحبت نكنيد»، «داخل نشويد» و موارد ديگر. آيا هرگز درباره معقول بودن علامتي شك كرديد؟ يا حتي تصوراين را نيز نمي كنيد كه ممكن است علامتي در درجه اول در مكان اشتباهي نصب شده باشد؟ آگهي ها را مردم درست مي كنند و انسان ها نيز جايزالخطا هستند. حفظ برچسب اشياء منقول در طول ساليان دراز، از ترس اين كه مورد اتهام تقلبي بودن يا مال دزدي واقع شوند! صرف ناهار در روزهاي تعطيلي در منزل مادر، حتي اگر تمايلي به اين كار نداشته باشيد، بايد سنت را حفظ كرد! وقتي مي خواهيد كتابي را بخوانيد هميشه بايد از ورق اول شروع كرده و كلمه به كلمه تا آخر آن را بخوانيد، حتي اگر نيمي از كتاب را خوانده باشيد حتماً بايد آن را تمام كنيد، حتي اگر خوشتان هم نيامده باشد. خانم ها هيچ وقت ازآقايان تقاضاي ملاقات نمي كنند هرچه باشد اين يك كارمردانه است ياهيچ وقت داوطلب اولين تماس تلفني نمي شوند يا در را براي آقايان باز نمي كنند، صورت حساب رستوران را نمي پردازند، مراعات رسوم بي شمار و بي معناي ديگري كه درحقيقت هيچ اثري ندارد. ارسال نامه و كارت هنگام سفر و گذراندن تعطيلات، درحالي كه از اين كار بدتان مي آيد، تنها به خاطر اين كه هميشه اين كار را كرده ايد و ديگران از شما توقع دارند. كوشش براي به دست آوردن نمره در مدرسه و فشار بر فرزندان كه آن ها نيز بايد نمرات خوب بگيرند . آموختن، نه براي رضاي خاطر خود، بلكه به خاطر نتايجي كه عاقبت در كارنامه منعكس خواهد گرديد. دايم انديشيدن به اين سؤال كه «آيا او براي من مناسب است» و پيوسته در جستجوي شخص مناسب، گيج و سرگردان بودن . هميشه و در همه جا با شريك زندگي خود همراهي كردن به خاطر اين كه اجتماع چنين انتظاري از شما دارد، حتي اگر ترجيح بدهيد در آن زمان خاص در جاي ديگري باشيد. مراجعه به كتاب هاي مخصوص «چگونه فلان كاررا انجام دهيد» زيرا براي انجام هر كار روش خاصي تعيين شده است. عدم تشخيص جزوه هايي كه حاوي اطلاعات صحيح هستند از آن هايي كه فقط روش هاي معمول و سنتي را بيان مي كنند. هميشه در پي يافتن لباس مناسب، كلاه، اتومبيل، لوازم مناسب منزل، سس هاي سالاد، نوشيدني هاي اشتهاآور، كتاب، كالج و شغل مناسب و… بودن. ارزيابي شخصي خودتان از موفقيت هايتان را كم اهميت تر از پاداش ها، نشان ها، عناوين وافتخارات دانستن. گفتن اين كه: «من هرگز نمي توانم به بزرگي و اهميت فلان كس باشم». كف زدن براي سخنراني يا نمايشي كه ازآن خوشتان نيامده است. انعام دادن در برابر خدمات بد. نقش طرفداران ورزشي را بازي كردن و ابراز واكنش هاي شديد در برابر برد و باخت گروه مورد علاقه خودتان كردن و دايم نگران موفقيت يا شكست ورزشكاران بودن.
كد مقاله: 001-021 منبع : مجله روانشناسي جامعه |
|
|
|
|
| نظرات کاربران |
در حال حاضر نظری در مورد مقاله داده نشده است. می توانید به عنوان اولین نفر نظر خود را ارسال نمایید! برای ارسال نظر، اینجا را کلیک نمایید
|
|
|
|
|
|
|
|