نویسنده : -
مترجم: مهشيد فردی منفرد
نظريه هايي كه براي رده بندي اشكال عشق چارچوب ارائه مي دهند معمولا با ماهيت و ساختار آن سر و كارندارند بلكه نظرياتي هستند كه ساير مسائل را بعنوان موضوعات اساسي در نظر مي گيرند .
فرويد : توجيه روانكاوانه عشق
فرويد به عشق از منظر انگيزه شهواني و جنسي مي نگرد . به گفته او عشق همچون ميل جنسي ريشه در طفوليت دارد . نخستين عشق به شئ او مادر است . سينه مادر وي را نه تنها از لحاظ تغذيه تأمين مي كند بلكه يك منبع لذت جنسي است كه او بعد ها آنرا در معشوق بالغ خود جستجو مي كند . ( براي دختران love object ( م = بخشي از انرژي ليبيدويي روان كه به شئ خارج از فرد متمركز ميشود ) درآينده بنحوي پدر خواهد بود ! )
فرويد عشق بلوغ و ميل جنسي را بعنوان اشكال گسترده فرم نوزادي و خردسالي مد نظر قرار مي دهد .
از آن گذشته عشق از ديد فرويد همزيستي دو جهتي ملايمت / محبت و شهوت است .
بخش پيشين از آگاهي و توجه و تغذيه دريافتي كودك از سوي والدين سرچشمه مي گيرد و پسين مربوط به انرژي جنسي يا ليبيدو است . عشق كامياب آميزه اي است از اين هر دو جريان . تفكيك اين دو يا سركوب هريك منجر به نوروز ( nerosis ) مي گردد . غرايز جنسي خواستگاه ارضاء جويانه دارد . فرويد معتقد بود كه جلوگيري از اين هدفها و متوقف نمودن آن موجب مي شود كه اشتياق جنسي به محبت و علاقه در روابط بلند مدت نظير ازدواج بدل مي شود .
فرويد ابراز داشت : بديهي است تكانه هاي جنسي و انگيزه هاي شهواني صرف در انواع كم دوام به خودي خود مبدل به گره هاي عاطفي ديرپا مي گردند ؛ يكپارچگي و ازدواجي توأم با عشق تا حد بسياري اين سيررا مصون مي دارد . به بيان ديگر ، براي نظريه فرويد صميميت و عشق مرافق منجر به سركوب شعله هاي هيجان مي گردند .
- نظريه آرون و آرون : عشق ، شيوه اي از ابراز وجود .
-اين نظريه بر اين باور است كه ابراز وجود انگيزه اصلي نيازهاي بشر است . اين نظريه همچنين بيان مي دارد كه افراد به سمت كساني جذب مي شوند كه موقعيت ابراز وجود را در آنها فراهم ببينند . آنها همچنين معتقدند اين نظريه قادر به تبيين و تحليل موضوعات بحث برانگيز درباره جاذبه و گرايش است .
اما چطور مي توان دو عقيدة " كبوتر با كبوتر ، باز با باز " و " تمايل تضادين " ( Opposite Attraction ) را توضيح داد ؟
بر طبق نظريه آرون و آرون ، تناقضات مشهود ، نقش هايي مشابه را كه در فازهاي مختلف يك رابطه ايفا مي شوند را منعكس مي كنند . در ابتدا ، تشابه " گوناگوني شرطي " را حاصل مي كند .
( مثلا ، اگر يك رابطه ، امكان مثبت داشته باشد . )
پس از وقوف بر امكان و احتمال بهر حال مخالف با گوناگوني شرطي است كه دربارة رشد و توسعه رابطه حكم قطع صادر نمود . در اين نكتة اخير عدم تشابه بيش از تشابه شخص را معتقد مي سازد كه اين رابطه فرصتي را دست مي دهد براي ابراز وجود پس ارزش حفظ و حراست را دارد .
كد مقاله: 001-020
منبع : Psychology.About.com
تمام حقوق براي موسسه آلاچيق روان محفوظ مي باشد. |