ثبت نام کاربر     ورود به سایت
 نمایش مقاله  

مقالات | طبقه بندی موضوعی | جستجو | RSS

۱۳۸۵ نوزدهم فروردين
روان‌شناسي پيوند عاشقانه
ارسال از حسام سیف       گروه: روان‌شناسي عشق
تعداد مشاهدات: 174          تعداد نظرات: 0

نويسنده: نامشخص

 

افـراد بـالغ در ارتبــاط برقرار كردن با ديگران داراي تفاتهايي مي بـاشـند كـه ريشـه در طـفوليـت آنها و چگونگي رابطه سـرپرست آنان در خردسالي (پدر، مادر يا پرستار) با آنان دارد. بدين مفهوم كه اگر ســرپرست با طفل رابطه مـحبت آميز داشته و نيازهاي كودك را بدرستي پاسخ گويد، طفل نيز پيوند اطمينان آميز و توام با امنيت با سرپرست خـــود برقرار مي كـند. طـفل ميـل بـه برقــرار كردن رابطه نزديك و صـمـيـمانه بـــا سرپرست خود خواهد داشت و يا از دور به سرپرست خود لبخند ميزند. حـال اگـــر سرپرست طفل به كودك آنچنان كه بايد توجه نكند و به وي بي اعتنا باشــد، در طفل دو سبك پيوند ديگر شكل ميگيرد يكي آنكه طـفل مضطرب و سردرگم ميگردد و خصومت و نارضايتي خـود را فعالانه و يا غير مستقيم به سرپرست خود نشان ميدهد و يا آنكه در طفل پيوند اجتنابي شكل گرفته و از سرپرست خود دوري مي كـند. اين طرز رفتار با طفل در شخصيت كودك رسوخ كرده و در بزرگسالي خود را نمايان ميكنـد كـه در اين صورت با 4 شخصيت از لحاظ سبك شكل گيري پيوند و دلبستـگي مـيـان فـرد با فرد ديگر به ويژه جنس مخالف و مسايل عشقي مواجه خواهيم بود:

 

1- بالغين مطمئن و برخوردار از امنيت: اينگونه افراد داراي مشخصات زير ميباشند.

·         توانايي ارتباط برقرار كردن و صميمي گشتن با ديگران.

·         احترام به حريم شخصي و فضاي شخصي براي خود و شريك زندگي خود.

·         نسبت به احساسات شريك زندگيش همدلي كرده و به آساني وي را ميبخشد .

·         داراي مرز و حدود مشـخص براي خود، داراي عزت نفس بالا، پشـتيبان و محبوب ميباشد.

·         از آنكه با فردي خيلي صميمي گردد و يا از سوي وي طرد گردد، نـگـران و بـيمناك نيست.

·         تمايل به برقراري رابطه دراز مدت.

·         مسايـل خصـوصي خود را در صورت لزوم در اختيار ديگران قرار مي دهـد و در بـاز كردن سفره دلش نزد ديگران محتاط است.

·         از رابطه جنسي لذت مي برد بويژه با يك شريك دراز مدت.

·         براي ديگران احترام زيادي قائل است .

·         هنگامي كه به كمك احتياج دارد از ديگران طلب ياري مي كند.

·         در تعامل با ديگران مثبت، خوشبين، سازنده و سخاوتمند است.

·         خلاق و روشن فكر بوده و از مرگ نمي هراسد.

2- بالغين اجتنابي: اين گونه افراد داراي مشخصات زير ميباشند:

·         رابطه آنها از لحاظ فيزيكي و احساسي غير صميمي ميباشد.

·         آنها به دوري و جدايي عادت داشته و اينگونه راحت تر هستند.

·         به ديگران زياد توجه ندارند و ممكن است خودخواه بنظر آيند.

·         نسبت به احساسات و نيازهاي شريك زندگي خود بي مسئوليت، بـي اعـتـنا و ناشكيبا هستند.

·         افــرادي منزوي هستند و مـمـكن است رفتـارهـاي كنـتـرل جـويانـه، منـتـقـدانـه و غضبناكي بروز دهند. نياز مبرمي به تعريف و تمجيد و پذيرش دارند.

·         قادر به برقرار كردن رابطه صميمانه با ديگران نيستند.

·         سفـره دلـشان را براي كسي نمي گـشايند و بـي پـرده احساستـشان را بـيـان نميكنند.

·         خشك و انعطاف ناپذيرند و به ديگران اعتماد ندارند.

·         زياد در رابطه دراز مدت سرمايه گذاري نميكنند

·         پس از جدايي زياد غمگين نميگردند.

·         معمولا به كار زياد اعتياد دارند تا بتوانند اينگونه از رابطه صميمانه اجتناب كنند.

·         هنگام رابطه جنسي با شريكش فرد ديگري را در ذهن مجسم ميكند.

·         والدين خود را طرد كننده به خاطر مي آورند .

·         دوران كـــودكي آشفته اي را پشت سر گذاشته اند (والدين الكلي و يا بد رفتاري از سوي آنان)

·         هنگامي كه خود و يا شريك زندگيش پريشان و دچار مشكل مي گردند از شريك خود دوري ميگزيند.

·         تعاملات اجتماعي را خسته كننده ميداند و از مرگ بيمناك است.

بالغين مضطرب و دو شخصيتي بالغين درهم ريخته و مشخصات يك عشق سالم...

- بالغين مضطرب و دو شخصيتي: اينگونه افراد داراي مشخصات زير ميباشند

·         اينگونه افراد در كودكي جايگاه مشخصي نداشته اند.

·         رابطه آنها با ديگران غير قابل پيش بيني است.

·         زماني در دسترس بوده و زماني ديگر شما را طرد ميكنند .

·         آنها همواره از اين مي هراسند كه نكند شريك زندگي آنها واقعا آنـها را دوســــت نداشته باشد و يا نخواهد براي هميشه در كنارشان بماند.

·         آنها عاشق جرو بحث ميباشند اما بندرت به راه حل مي انديشند.

·         احساس ناامني آنها را به برقراري روابط بسيار صميمانه و نزديك ترغيب ميكند.

·         نيازهاي آنها همواره در حال تغيير است اما از شريك زندگيش انتــظار دارد كه تك تك آنها را تشخيص داده و برآورده سازد.

·         مرتبا ديگران را سرزنش مي كـنـد و هـرگـاه بـه خـواسـتـه خود نرسند كج خلقي ميكنند.

·         با طبيعت فريبنده و دمدمي مزاج خود همواره شريك خود را خلع صلاح ميكنند.  

·         تمايل دارند كاملا با فرد مقابل خود ادغام و يكي گـردنـد كـه با ايـن رفـتـار ســبب راندن ديگران از خود ميشوند.

·         ميزان جدايي در اين افراد بالا ميباشد.

·         پس جدايي بسيار اندوهگين و نااميد ميگردند.

·         عزت نفس، بي ثبات و اعتماد بنفس پاييني دارند.

·         نوازش را بيشتر از رابطه جنسي ترجيح ميدهند

·         نسبت به موفقيت خيالبافي كرده اما بندرت براي دستيابي به ان تلاش ميكنند

·         والدين خود را مداخله جو و بي انصاف توصيف ميكنند.

·         سفره دل خود را نزد هر كسي باز ميكنند و از ديگران نيز چنين انتظاري دارند.

·         غرق در ارتباط شخصي خود ميباشند. حسود و غير قابل اطمينان بوده و از مرگ مي هراسند.

4- بالغين درهم ريخته: اينگونه افراد داراي مشخصات زير ميباشند:

·         سوء رفتار، بي توجهي، عدم امنيت و تنش فراوان در خانواده اينگونه افراد برقرار است.

·         اينگونه افراد مانند كودكيشان زندگي آشفته و پر هرج ومرجي دارند.

·         آنها براحتي ابراز عشق و عاطفه نكرده و نسبت بـه نـيـازها و احساسات شريك خود بي تفاوت و بي توجه ميباشد.

·         خشم انفجارگونه اي دارد.

·         فاقد هرگونه همدلي، شفقت و دلسوزي نسبت به همسر خود هستند.

·         آنها نياز مبرمي به يك رابطه مطمئن و مصون داشته اما آن قـدر بـه شـريــك خود اعتماد ندارند كه اين رابطه را برايشان پديد آورند.

امـا يـك عشـق سـالـم چگونه عشقي است.

1- عشقي است كه رشد فردي را در پي دارد- در مقابل تفكر وسواس گونه در رابطه.

2- عشقي است كه فرد در آن تمايل و فضاي كافي براي رشـد و پـيشرفـت فـرد مـقـابـل خـــود قائل باشد- در مقابل امنيت و آسودگي بصورت يكنواخت و آنكه شـدت نـيـاز گـواه بـر عشق واقعي است.

3- عشقي است كه منافع مجزا، معاشرت با دوستان ديـگر و بـرقـراري روابـط مـعني دار ديگر در آن جايز باشد- در مقابل زندگي اجتماعي مـحـدود و بـي تـوجـهـي بـه دوسـتـان قديمي.

4- عشقي است كه دو فرد يكديگر را به پيشرفت تشويق مي كـنـند- در مقابل غرق در رفتار طرف مقابل و وحشت از تغيير و پيشرفت ديگري.

5- عشقي است كه در آن اعتماد كافي موجود باشد- در برابر حسادت، تـملك جويي و ترس از رقابت.

6- عشـقـي اســت كه فرديت هر دو فرد از سوي هر دو مورد پذيرش و احترام اسـت- در مقابل تلاش در تغيير ديگري مطابق تصورات خيالي خود.

7- عشقي است كه رابطه با تمام جوانب واقعيت سرو كار دارد- در مــقابل رابطه اي كه بر پايه توهمات و اجنناب از موضوعات ناخوشايند است.

8- عشـقـي اسـت كـه دو طــرف از خودشان مراقبت مي كـنـند و حالت هيجاني دو فرد وابسته به خلق خوي طرف مقابل نمي باشد- در برابر انتظار از فرد مـــقابل براي برطرف كردن تمام مشكلات و نجات وي.

9- عشقي است كه توجه و نگراني سالم و به اندازه نسبت بـه شـريـك زنـدگـي توام با دادن آزادي در آن برقرار است- در برابر غرق در احساسات و مشكلات فرد مقابل.

10- عشـقي است كه دو طرف توانايي لذت بردن از تنهايي را دارا مي باشند –در بـرابـر عجز در تحمل تنهاي.

11- عشقي است كه رابطه جنسي در آن يك انتخاب آزادانه و نشـات يـافتـه از رفاقت و علاقه دو طرف ميباشد- در برابر فشار در برقراري رابــطه جنسي به خاطر عدم احساس امنيت، ترس و نياز به ارضاي فوري.

 

 

منبع: نا مشخص

نظرات کاربران
در حال حاضر نظری در مورد مقاله داده نشده است. می توانید به عنوان اولین نفر نظر خود را ارسال نمایید!
برای ارسال نظر، اینجا را کلیک نمایید


 

تمام حقوق مادی و معنوی برای مؤسسه آلاچیق روان محفوظ می باشد       سیاست گذاری سایت   روش استفاده از سایت