از هم سالانتان ياد بگيريد: داستان كارمن
درد و ناراحتي عاطفي افرادي كه دچار مشكلات سلامت رواني هستند؛ واقعي است. خوشبختانه شانس بهبودي افراد با استفاده از درمانها زياد است. داستانهاي موفقيتآميز زير شرح نتايج به دست آمده از زماني است كه افراد جوان داراي مشكلات سلامت رواني به دنبال كمك و درمان ميگردند.
مقابله با حملات هراس(حملهي وحشتزدگي)
كارمن 14 ساله بود كه حملات هراسي در او شروع شد. ناگهان، قلبش با سرعت زيادي شروع به تپيدن ميكرد ، نميتوانست به صورت عادي تنفس كند و دچار سرگيجه ميشد. به نظر ميآمد كه تجربياتي همانند غذا خوردن در يك رستوران موجب ظهور حملات ميشد . كارمن دربارهي مكانهاي مختلف وقوع حملات فكر كرد و از آن پس، از قرار گرفتن در آن مكانها دوري ميكرد . ترس به طور گستردهاي كنترل زندگي او را در دست گرفته بود .
كارمن در ابتدا اكراه داشت كه مادرش را از حملات هراسي خود آگاه كند اما سرانجام او را در جريان قرار داد. كارمن زماني كه فهميد ديگر اعضاي خانواده نيز با همان مشكل دست و پنجه نرم كرده بودند، بسيار تعجب كرد .
از آن جايي كه مادر كارمن چيزهايي در مورد حملات هراس و درمان آنها ميدانست، كارمن را متقاعد كرد كه بايد به روانشناس مراجعه كند تا بتواند ترس و درد عاطفي خود را كاهش دهد .
در طول رواندرماني يا حرفدرماني، كارمن آرمش(relaxation) و تكنيكهايي را براي مقابله با نگراني شديد خود ياد گرفت. او همچنين فهميد كه افكارش چگونه بر حملات هراس او اثر داشته است .
همچنان كه كارمن مهارتهاي جديدش را تمرين ميكرد، حملات اضطرابي كمتر اتفاق ميافتاد و او به تدريج توانست در محلهايي كه قبلاً به شدت از آنها ميترسيد احساس راحتي كند .
صفحه بعد: از هم سالانتان ياد بگيريد: داستان اميلي