از هم سالانتان ياد بگيريد: داستان اميلي
براي حل مشكل مربوط به غذا خوردن كمك بگيريد.
در اوايل دورهي دبيرستان اميلي شروع به رژيم گرفتن كرد و گاه و بي گاه خود را وزن مينمود. اما در سالهاي بعد دبيرستان او فقط به مسئله كاهش وزن خود متمركز شده بود و برايش مهم نبود كه چه مقدار غذا بخورد. او تا آن جا كه ممكن بود ورزش ميكرد. عليرغم قيافه ترسناكي كه پيدا كرده بود، معتقد بود كه هنوز بايد وزن كم كند.
زماني كه خانواده و دوستانش نسبت به كاهش وزن اميلي اظهار نگراني ميكردند حرف آنها را قبول نميكرد. اميلي سعي ميكرد غذا نخوردنش را از ديگران مخفي كند. او به جاي خوردن غذا با آن بازي ميكرد.
به تدريج در اثر رفتارهاي نادرست در امر خوردن غذا ، مشكلات پزشكي در اميلي به وجود آمد .
پزشك خانوادگي اميلي متوجه كاهش وزن اميلي شد. پزشك سوالاتي را در رابطه با عادات غذايي او پرسيد .پزشك به اميلي كمك كرد تا بفهمد كه اگر مشكلات غذايي او بدون درمان باقي ميماند نهايتاً منجر به در خطر افتادن زندگيش ميشد.
پزشك اميلي او را متقاعد كرد كه درمانهاي لازم را در جهت سلامت رواني انجام دهد . در طول رواندرماني، اميلي پي برد كه چگونه احساسات او بر غذا خوردنش تأثير ميگذاشته است.
با توجه به كمكهايي كه به اميلي شد، او توانست خود انگاره و عادات غذايي خود را اصلاح كند. با انجام درمانهاي لازم، اميلي توانست وزن خود را متعادل كند و مجدداًسلامت رواني و فيزيكي خود را به دست آورد.
صفحه بعد: از همسالانتان ياد بگيريد: داستان جيسون